شكفته باد يا رب گلشن جان * بدين گلها كه آمد رشك بستان
خرد چون چشم دل سويش گشاده * گلستان هنر نامش نهاده
چو گلزار ارم از بهر خوبان * فقيرش داد ترتيبى بدينسان . . .
و اين مجموعه بر مقدمه و چهار فصل و خاتمه مرتب گرديد . . . »
علت تغيير ديباچه و تدوين دوم به نظر نگارنده دو حادثه بوده است كه در محرم و صفر سال 1007 هجرى بوقوع پيوسته ، نخست اينكه فرهاد خان قرامانلو سردار شجاع و فداكار و وطنخواه و هنردوست ، ببهانهء شكستى كه در روز جمعه محرم اين سال در موضع رباط پريان چهار فرسنگى هرات عساكر او را از قواى ازبك رسيده بود ، در روز جمعهء بيست و هفتم همان ماه بىهيچ تقصير و گناه بامر شاه و بدست اللّهويردى خان اميرالامراى فارس و سپهسالار ايران بقتل رسيد ، و كشته شدن او موجب وحشت و حيرت و نفرت عموم نزديكان شاه گرديد .
ديگر آنكه در ماه صفر سال مزبور و يكى دوهفته پس از واقعهء تأثرانگيز فرهاد خان ، قاضى احمد بسعايت مير صدر الدّين محمد بن ميرزا شرفجهان قزوينى مغضوب شاه شد ، و از منصب استيفاى دفتر شرعيات و وزارت ديوان صدارت كه از زمان سلطان محمد خدابنده و در ذيحجهء سال 988 به او محول شده بود « 1 » معزول و خانهنشين گرديد .
قاضى احمد دربارهء سعايت مير صدر الدّين و عزل از منصبى كه ساليان دراز متصدى آن بوده در گلستان هنر چنين مىنويسد :
« مير صدر الدّين محمد ولد ميرزا شرفجهان قزوينى و شاگرد مولانا مالك بود و صاف و پاكيزه مىنوشت ، و در رنگآميزى و وصالى قدرت تمام داشتند ، و در علم موسيقى و ادوار وقوف بسيار داشتند و صوتها و نقشها بسته ، و تذكرة الشعرائى به طرز و
هامش
( 1 ) - رجوع شود به خلاصة التواريخ از همين مؤلف ، جلد پنجم ذيل وقايع سال 988 هجرى .