گجرات برد ، در آن فرصت خانخانان بدار الخلافهء آگره تشريف ارزانى داشت ، بهر طريق خود را به خدمت خانخانان رسانيد ، هنوز گرد راه از دامن وقت نيفشانده ، در ركاب او بجانب تته شتافت ، خانخانان ميرزا جانى والى آن صوبه را همراه گرفته به دربار اكبرى آمد ، و در همان ايّام يساق دكن در خدمت او كشيد ، در سال هزار و ششم بعد فتح جنگ سهيل ( سهيل حبشى ) از خانخانان جدا شده به سرونج از توابع صوبهء مالوه آمد ، ناگاه بيمارى زحير عارض شد ، و امارات يأس مشاهده افتاد ، تصميم كرد كه اگر صحت چهره برافروزد ، زيارت حرمين شريفين بتقديم رساند ، از بركات اين نيّت همان روز آثار شفا رونمود . در سال هزار و دوازدهم كمر به زيارت حرمين شريفين بربست ، و بعد سه سال رخت معاودت بر ساحل بندر سورت انداخت چون به برهانپور رسيد ، همايون زنجير محبت خانخانى در پاى آزادگى افتاد ، چندى در ملازمت بسر برد ، در سال هزار و هژدهم التماس انزوا كرد ، خانخانان براى او از درگاه جهانگيرى صدارت صوبهء دهلى و سيور غالى گرفته رخصت آرامگزينى داد ، او در دار الخلافه برفاه و جمعيت مىگذرانيد تا آنكه در سنهء ثلث و عشرين و الف ( 1023 ) بسير وادى خاموشان پرداخت .
حسين همدانى « صدر دهلى رفت » تاريخ يافت ، و ميرالهى همدانى گويد :
روزى كه كشيد كلك تقدير إله * بر خاك شكيبش رقم طاب ثراه
گفت از پى تاريخ الهى ناگاه * « وا ويلا وا مصيبتا وا شوقاه »
شكيبى ساقىنامهيى براى خانخانان در سلك نظم كشيد ، و بصلهء ده هزار روپيه كامياب گرديد . اين ابيات از آنست :
بيا ساقى آن آب حيوان بده * ز سرچشمهء خانخانان بده