ازين مصرعت سال آيد به كف * ز اول جمادى شب منتصف
بعد از آن تغيير داده شد و نوشته شد »
نسخهء ديگر : ريو ، ج 1 ص 190 ، ش 7656 ، كتابخانهء ملى پاريس ، ش 227 .
نسخهء ديگر : اصفهان آقاى صدر هاشمى ( نونويس ) از نيمهء اول قرن سيزدهم ، 190 برگ .
قصص الخاقانى علاوه بر تاريخ سلطنت و جنگهاى شاهعباس ثانى متضمن بسيارى از فرمانها و مكاتيب سياسى نيز هست .
نمونهء تراجم :
« ديگر از جملهء خوشكلامان اقليم چهارم كه رياض چهار چمن طبايع ايشان از بحر رباعى منفرد محض است ، سالك طريق بحر و بر حضرت شيخ شاه نظرست كه ذات ملكى صفاتش عالم معنى ، و كمالات او از شرح مستغنى ، و ضمير بىنظيرش كان گوهر ايقان و درياى عمان گوهر عرفانست .
مولد شريف آن جناب ولايت قومشه من اعمال اصفهان ، در فن شعر تخلص مشار اليه نذرى ، شمهيى از احوالش آنكه مومى اليه از جملهء اكابر آن ولايت و صاحب اموال و اسباب و املاكست ، و استغناى طبع تمام داشته ، مشهورست كه در هنگامى كه حضرت شيخ بولايت هند افتاده بود ، هرچند كه والى بلاد هندوستان و منصبداران آن ولايت خواستند كه حضرت شيخ عليهالرحمه چيزى از ايشان قبول كند ، بمعرض قبول درنياورده ، عازم بلاد ايران شدهاند .
در سنهء 1055 در ولايت قومشه و اصل رحمت جناب وهّاب هر مواهب شده ، مدفنش در همان ديارست »
اين رباعى را در فوت شاهعباس ماضى گفته است :