مقدمه : در بيان نسب والاى عالىحضرت صاحبقران خطاب .
باب اول : در بيان مجملى از احوال اجداد والاشان اين برگزيدهء حضرت رحمن تا حين طلوع كوكب دولت ظل ظليل حضرت ربّ جليل شاه اسماعيل .
باب دوم : در بيان وقايع و سوانح ايام دارايى و فرمانروايى خاقانى سليمان شان حضرت شاه اسماعيل الى حين طلوع آفتاب جهانتاب دولت نواب كامياب اعليحضرت صاحبقران خطاب .
باب سوم : در باب احوال خير مآل نواب صاحبقران از روز جلوس ميمنت مأنوس الى انقراض الدوران .
خاتمه : در بيان احوال برخى از علما و جمعى از حكما و بعضى از شعراى غرّاى عصر صاحبقران است مشتمل بر دو تذكره :
تذكرهء اول : احوال علما و حكما و فضلا و عرفا و در آن ذكر سى و هفت نفر است .
تذكره دوم : تراجم احوال شعراى عصر حضرت صاحبقرانى و در آن ذكر يكصد و دو شاعرست كه از ملكالشعراء صائب تبريزى آغاز شده و به حسين وحدت كوه - بنانى كرمانى ختم مىشود .
آغاز : « بسمله ، ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين ، بهترين كلامى كه ذو الفقار زبان قلم و شمشير نفس آتشيندم را به شعلهء نورافشانش آبگيرى توان نمود ، حمد قادريست كه . . . »
انجام : . . . « و بمدد فروغ شعلهء انوار احسان ابد توامان چراغ دودمان خانوادهء مغز استخوان اين ناتوان چنانچه بايد روشن شود انشاءالله »
مؤلف وفيات را تا سال 1085 ثبت كرده و معلوم مىشود كه قصص الخاقانى را تا اين سال در دست تأليف و تكميل داشته است .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 689
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٨٩