تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
آن نامه مطبوع شد و دعاويش نامقطوع ماند . در آن كتاب بجاى بسط خطبه و ديباچهء ربط تفصيل ملك سهل‌آبادست و خامهء او در ثبوت حقيقت خود دوچار مشكلات ، به همين و تيرهء آن ملك ما به النزاع بود كه جناب حاجى در سنهء 1316 جان به جان‌آفرين سپرد ، و بقيهء داورى را بسراى ديگر برد ، در جوار جد امجد خويش مير غياث - الدّين منصور بخاكش سپردند ، و تاريخ فوتش را سرّ مقرّ شيراز فحسن شمردند . در بعضى از فصول فارسنامه اشعارى ببحر تقارب درج نموده‌اند ، حقير از نگارش آن منظومات و مضامين معذور است و از سياق اين نامه دور ، لهذا بيك شعر و رباعى خارج ايشان اكتفا شد :
چو سماور شدم از هجر عزيزان به مثل * دل پر از آتش و از ديده روان سيلابم
رباعى
ساليست كه من بوسه بپايت نزدم * انگشت به زلف عطرسايت نزدم فالى كه برآيد از توام كام و مراد * از دفتر روى دلگشايت نزدم »
« تذكرهء شعاعيّه ، ص 61 - 62 »
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 687 | أحمد گلچين معانى