جلالهء روشانى تعيين گشت ، خواجه بتقرر خدمت والاى بخشىگرى كله گوشهء افتخار بر اوج اعزاز رسانيد ، و در سال سى و نهم مبادى سنهء 1003 كه عرش آشيانى بآهنگ شكار برآمد ، نزديك شاهم على خواجه را از تبافزونى حال دگرگون گشت ، پسرانش دستورى گرفته به لاهور بردند ، بر ساحل درياى راوى رسيده بود ، كه نهنگ اجل او را ببحر فنا فروكشيد .
طبقات اكبرى تأليف اوست . تا آخر سال سى و هشتم اكبرى مطابق سنهء 1002 هجرى وقايع و احوال هندوستان را بتحرير آورده و گفته كه اگر عمر مساعدت نمايد ، رويداد استقبال نيز ترتيب نموده ضميمهء كتاب خواهم ساخت ، و الا هركه توفيق يابد بتسويد آن پردازد ، و چون جزء رسى و دقت در تنقيح اخبار و سعى تمام بفراهم آوردن مواد به كار برده ، و مثل مير معصوم بهكرى و غيره اهل كمال دمساز تأليف آن بودهاند اعتبار تمام دارد ، و آن اول تاريخى است كه احوال جميع سلاطين اسلام سواد اعظم هندوستان را كه مسّاحان بسيط غبرا چاردانگ روى زمين گفتهاند جامع است ، و مأخذ صاحب تاريخ فرشته و متتبعان او كه مع شىء زائد نگاشتهاند ، همين نسخهء مرغوبه است .
امّا آنچه بر مسود اين سطور ظاهر شد ، در جاها مخالفست با تحقيق علامى فهّامى و رتبهء هركدام بر لبيب واقف اخبار ظاهر و باهرست ، فتدبّر » .
« مآثر الامراء ، ج 1 ص 660 - 663 »
ملا عبد القادر بدائونى در واقعهء فوت وى مىنويسد : « و درين ايام ( - سال 1003 ق ) ميرزا نظام الدّين احمد كه با قليچ خان درافتاده و هميشه معارضت به او داشته و تصرّف در مزاج پادشاهى پيدا كرده و چست و چابك در مهمات درآمده بود مورد انواع مراحم پادشاهى و محل اعتماد تمام در حسن كفايت و تدبير و اخلاص و ديانت و تردد شد ، چنان كه قليچ خان و ديگر ارباب دخل را كه جدايى از درگاه نداشتند ، به اطراف نامزد گردانيده ، اين معنى را مقدمهء ترتيب و منشأ رعايت او تصور
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٧٢