آيچه در ذخيرة الخوانين نوشته كه خواجه نظام الدّين در بدايت حال ديوان حضور عرش آشيانى بود ، جاى ديگر به نظر نيامده ، امّا در سال بيست و نهم كه ايالت گجرات به اعتماد خان گجراتى نامزد گرديد ، خواجه به خدمت بخشىگرى آن صوبه تعيين گشت . در شورش سلطان مظفر گجراتى اعتماد خان پسرش را بهمراهى پسر خود بمحافظت شهر گذاشته ، خود باتفاق خواجه به آوردن شهاب الدّين احمد خان بقصبهء گدهى كه بيست كروهى احمدآبادست شتافت ، در آن غيبت شهر به تصرف آشوبطلبان فتنهگر درآمد . خانهء خواجه نيز بتاراج رفت . پس از آن برفاقت شهاب الدّين احمد خان و اعتماد خان در جنگى كه با آن فئهء فتنهپژوه واقع شد ، خواجه با مردم قليل هرچند دستوپاى زد بجايى نرسيد ، ناچار همراهى رفقا از دست نداده باتفاق به پتنه درآمد .
چون خانخانان باستيصال سلطان مظفر گجراتى از حضور تعيين شده در سر كيج سه كروهى احمدآباد با مخالف عرصهء نبرد آراست ، خواجه را با جمعى از امرا تعيين كرد كه از عقب غنيم درآمده بعزيمت جانفشانى همت بجانستانى بندد ، در آن روز مصدر تردد گرديده در تعاقب مظفر از قطره و پويه خود را معاف نداشت ، و مكرر دستبردها نمود ، و مدتى به بخشىگرى آن صوبه مىپرداخت .
چون در سنهء 998 سال سى و چهارم حكومت گجرات به خان اعظم كه صوبهدار مالوه بود قرار يافت ، و خانخانان را عوض جاگير گجرات ، جونپور مرحمت شد ، نظام - الدّين احمد نيز طلب حضور گرديد ، او با جمعى شترسوار ششصد كروه را بطريق ايلغار در دوازده روز درنورديده در لاهور مبادى جشن سال سى و پنجم دولت آستانبوس ادراك نمود ، چون تماشاى غريب داشت ، حكم شد كه همه جمازهسوار روبرو بيايند و بعد از آن خواجه بعواطف بيكران پادشاهى اختصاص گرفته در منزلت اعتبار افزايش يافت .
و در سال سى و هفتم كه آصفخان ميرزا جعفر بخشىبيگى به جهت استيصال
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 671
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٧١