بطبع سنگى رسيده ، يكى از بهترين كتب قرن سيزدهم هجرى مىباشند . و سياح محترم در سنهء 1253 مرحوم شده است .
مولانا شروانى گاهى شعر نيز مىگفته و تمكين تخلص مىكرده . دو بيت ذيل از آنهاست .
بس راه سپرديم و كمال همهكس را * ديديم و بجز عشق نديديم كمالى
گفتم كه جهان و همه اوضاع جهان چيست * پير خردم گفت كه خوابى و خيالى
شرح حال مفصل شروانى در گلستان ارم و نامهء دانشوران نوشته شده است ، بآنجاها رجوع شود » ( ص 169 - 171 )
مرحوم شروانى ملقب به مستعلىشاه بود . و پيرو طريقهء نعمة اللهى است . خود شرح احوالش را در حدائق السياحة و مقدمهء رياض السياحة و در بستان السياحة ذيل شماخى كه مولد اوست بتفصيل نوشته است .
رضا قلى خان هدايت نيز در مجمع الفصحا و رياض العارفين و اصول الفصول فى حصول الوصول كه هر سه از تأليفات اوست ترجمهاش را مسطور داشته .
صاحب طرائق نيز در وصل ششم از مجلد سوم ( ص 124 - 29 ) بتفصيل احوال آن جناب را بقلم آورده و مىنويسد كه : در آنچه تفحص شد مجلد دوم حدائق و رياض بدست نيامد » و همين عبارت را اسد اللّه گلپايگانى در ديباچهء رياض السياحة ذكر كرده است . در فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ( ج 12 ص 2769 ) نسخهيى از حدائق السياحة بشمارهء 3781 ( تا اوايل حديقهء سوم ) معرفى شده و نسخههاى ديگر هم نشان دادهاند .