مگو بدار دل از من بگير يار دگر * كه نيست در دل من تاب گيرودار دگر
وفا نمىكند آن وعده مىدهد بوفا * بجز فريب منش نيست هيچ كار دگر
گلى چو روى تو امسال در چمن نشكفت * در انتظار نشستيم تا بهار دگر
* * *
باد سحرى بدان بناگوش * آهيست كه صبحدم كشيده »
ترجمهء مؤلف - در كتاب دانشمندان آذربايجان ، ص 292 چنين مسطور است كه : « ميرزا حسن زنوزى فانى خلف الصدق ميرزا عبد الرسول از سادات حسينى است ، در علوم عقليه و رياضيه بهرهء تمام داشته ، در سنهء 1172 در ماه صفر در بلدهء خوى متولد شده است . در اوايل سن در تبريز نزد مولانا محمد شفيع دهخوارقانى تربيت يافته بعد از آن پنج سال در خدمت مولانا عبد النبى طسوجى پسر شرف الدّين محمد علم ادبيه خوانده ، تا در سنهء 1195 روانهء عتبات شده در آنجا در خدمت آقا محمد بهبهانى و ميرزا مهدى شهرستانى و آقا سيد على تحصيل علوم كرد . در سنهء 1203 به مشهد مقدس رفته و دو سال در آنجا مانده به خوى مراجعت كرده ، در آنجا حسب الامر حسينقلى خان دنبلى كتاب بحر العلوم و رياض الجنة را تصنيف كرده است .
( لجة الاخبار )
اين دو كتاب فانى بمنزلهء دائرةالمعارف آن عهد محسوب مىشود . بحر العلوم را در تاريخ 1209 در هفت بحر ، و رياض الجنة را در سنهء 1216 مشتمل بر يك مقدمه و هشت روضه و يك خاتمه تأليف ساخته ، روضهء رابع و خامس و سادس و سابع آن بتراجم احوال علما و حكما و شعرا و وزرا و تآليف و آثار و افكار و اشعار آنهاست ، و زبدة الاعمال و وسيلة النجاة در ادعيه و اوراد نيز از تأليفات اوست . و من شعره : »
اشعارى را كه مرحوم تربيت ازو آورده سست و بىارزش است و درخور نقل نيست .