« مجموعهء مقالات تحقيقى خاورشناسى ، چاپ 1342 دانشگاه تهران ، ص 49 »
ترجمهء مؤلف :
صدر الدّين عينى در بخش اول از كتاب خود « نمونهء ادبيّات تاجيك » شرح مختصرى از مطربى نوشته و ابياتى از « ردائف الاشعار » تأليف حاجى نعمة اللّه محترم بخارايى متوفى 1920 م . بشرح ذيل نقل كرده است :
« مطربى بخارايى شاگرد خواجه حسن نثارى از شعراى عصر يازدهم هجرى است ، صاحب تذكره است ، اما تذكرهاش مطالعه نشد .
( از ردائف الاشعار )
چون در نظرم روى تو نبود بچمنها * آتش فكنم در همه گلها و سمنها
در غنچهء گلها نبود رشحهء شبنم * كز ياد لبت آب گشادست دهنها
هامش
بقيه پاورقى از صفحهء قبل
از كتاب مختارنامهء شيخ فريد الدّين عطار نيشابورى كه باب چهل و نهم آن در گفتگوى پروانه با شمع است غافل بودهاند ، و ما اينك سه رباعى از آن كتاب را نثار روح آن بزرگواران مىكنيم :پروانه بشمع گفت چند افروزى * خوش سوزى اگر تو سوز من آموزى
هر لحظه سرى دگر برآرى از سوز * اى شمع برو كه سرسرى مىسوزى* * *پروانه بشمع گفت چندين سوزم * شمعش گفتا سوختنت آموزم
تو مىميرى به يكدم و من همهشب * مىسوزم و مىگريم و مىافروزم* * *پروانه بشمع گفت آخر نظرى * شمعش گفتا ز من ندارى خبرى
پروانهء شمع ديگرم من همهشب * تو مىسوزى از من و من از دگرى