گرفته ، اگر نگارش معالى و مكارم اين دولت و الا ، و گزارش محامد و مآثر اين سلطنت دستبالا ، به دو بازگذاشته آيد ، هرآينه اين تأليف منيف ، و اين تصنيف شريف بنهجى كه در خاطر دوربين صواب گزين مركوزست نگاشته شود . . . الخ » ( ص 10 ) .
و بدينطريق بدربار احضار و شروع در تأليف پادشاهنامه كرده و وقايع هر ده سال را در يك مجلّد قرار داده است .
نسخهيى كه از چاپ كلكتهء اين كتاب در دست بنده است شامل دو مجلدست تا وقايع سال 1057 در سه جزء ، جزء اول 544 صفحه ، دوم 359 صفحه ، و جزء سوم 759 + 178 صفحه فهرست ، و تراجم مشايخ و فضلا و اطبا و شعرا در پايان مجلّد اول ( جزء دوم چاپى ) از صفحهء 328 تا 359 و در مجلد دوم ( جزء سوم چاپى ) از صفحهء 753 تا 759 مسطور است .
در پادشاهنامه وقايع ايّام شاهزادگى و دهسالهء اول سلطنت شاهجهان از پادشاهنامهء اميناى قزوينى گرفته شده ، چه شاهجهان پس از دريافت پادشاهنامهء امينى خدمت نگارش پادشاهنامه را از امينا به ملا عبد الحميد منتقل گردانيده و ملّا عبد الحميد احوال بيست سالهء عهد شاهجهان پادشاه را بسياق نگارش اكبرنامه تنظيم كرده بهطورىكه جامعترين و معتبرترين تاريخ بيست سالهء عهد صاحبقران ثانى از كار درآمده و مورّخان بعدى مانند محمد صالح كنبو و غيره از آن مستفيد شدهاند .
در سال 1065 هجرى چون ملا عبد الحميد بدرود زندگى گفت ، خدمت نگارش پادشاهنامه به محمد وارث كه از تربيتيافتگان ملا عبد الحميد بود منتقل شد ، و وى احوال دهسالهء آخر عهد شاهجهان را به طرز و روش استاد خود بقلم آورد و كتاب پادشاهنامه را كه براثر مرگ ملا عبد الحميد ناتمام مانده بود باتمام رسانيد .
محمد صالح كنبو كه در تأليف عمل صالح از پادشاهنامهء اميناى قزوينى و ملّا عبد الحميد لاهورى و تكملهء محمد وارث برخوردار گرديده است ، ترجمهء ملّا را چنين مىنويسد :
« عبد الحميد لاهورى روش سخنپيرايى از كلام شيخ ابو الفضل فراگرفته ، از
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٤٩١