بر احوال دوران شاهزادگى او از ولادت تا جلوس ، كه در بيستمين سال جلوس شاهجهان ( - 1057 ) باتمام رسانيده و از نظر او گذرانيده است .
پادشاهنامه لاحقهيى دارد مشتمل بر ذكر مشاهير زمان شاهجهان از سادات و مشايخ و علما و فضلا و شعرا و اطبا .
ر ك : ديباچهء جلد اول عمل صالح ، ص 11 بقلم غلام يزدانى
ترجمهء مؤلف :
« ميرزا امينا در اصطلاحات زبان فارسى مهارتى تمام دارد ، و قاعدهء فن انشا را بقانون نيك مىشناسد ، شاهد سخنش از لباس تكلف مبرّاست ، و صاحب طبع مستقيم و ذهن سليم و فكر رسا ، سابق خدمت نگارش پادشاهنامه به دو متعلق بود ، بعد از آن به خدمت جمع وقايع مىپرداخت .
مردى خوشظاهر و خوشمحاوره بود ، و از بسيارى تتبّع در هرگونه كلام استحضار تمام داشت » .
« عمل صالح ، ج 3 ص 439 »
در سرو آزاد ( ص 91 ) ذيل ترجمهء حكيم ركنا مسطورست كه : « ميرزا اميناى قزوينى مؤلف شاهجهاننامه مىطرازد كه : حكيم ركنا به عراق مراجعت نموده بدعاى دولت ابد پيوند مشغول گشت ، و چون در سلك مدحتسرايان اين دودمان عليّه انتظام داشت و دارد ، در اكثر سنوات او را از روى مرحمت بانعامى ياد و شاد مىفرمايند »
در ديباچهء عمل صالح بقلم غلام يزدانى مسطورست كه : « سلاطين مغليه را هميشه شوق علم تاريخ بوده ، چنانچه اكثر تاجداران اين سلسلهء نامدار خود وقايع عهدشان نوشتهاند ، و بعضى اين خدمت را بمنشيان بلاغتشعار سپرده ، حضرت شاهجهان پادشاه را هم اين خيال پيدا شد ، كه تاريخ عهدش به طرز تاريخ جدّ بزرگوارش حضرت عرش آشيانى اكبر پادشاه كه نتيجهء قلم اعجاز رقم ابو الفضل