تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
نظم
وقت آن آمد كه آسايد سپهر بىمدار * چون زمين در سايه‌ات اى سايهء پروردگار پادشاها مدت نه ماه شد كاين ناتوان * مانده در قزوين خراب و خسته و مجروح و زار يافتم وضع تسنن در وضيع و در شريف * ديدم آثار تخرّج در صغار و در كبار در مقابر پاى شسته از فقير و از غنى * در مساجد دست‌بسته از يمين و از يسار در زمان چون تو شاهى دست بستن در نماز * هست كارى دست‌بسته اى شه عالىتبار قاضى اين ملك نسل خالد ابن الوليد * مفتى اين شهر فرزند سعيد نابكار كشته گرديده ز تيغ شاه غازى هر دو را * هم برادر هم پدر هم يار و هم خويش و تبار خود بفرما اى شه دانا كه اكنون اين گروه * داعى خصم‌اند يا مولاى شاه كامگار قتل عامى گر نباشد قتل خاصى مىتوان * خاصه از بهر رضاى حضرت پروردگار نيستند اين‌ها رعايايى كه باشد قتلشان * موجب تخفيف مال و مانع خرج ديار