تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
وفايى تفرشى « وفايى مسمّى به عبد اللّه بيگ . از اميرزادگان تفرش است ، چندى در شيراز بسر برده ، و مدتها هم در اصفهان تحصيل كمال كرده ، پس از آرايش ظاهر و باطن به خط و ربط ، بدار السلطنه آمده در جرگ خاصان و جمع غلامان نواب مستطاب شاهزادهء افخم عليشاه بسر مىبرد ، پس بخواهشگرى نواب كامياب شيخعلى ميرزا از اين حضرت به آن خدمت منتقل شده ، هم‌اكنون در آن سركار نديمى محترم است و چاكرى همدم . الحق شايستهء خدمت و لايق منادمت ابناى ملوك تواند بود ، زيراكه بسيار مؤدب و پسنديده اطوارست ، و مهذب و ستوده‌كردار ، درويش‌طبع و غنىدل و باانصاف بود و خوش‌مشرب و صافى آب‌وگل ، غزل را نيز درست مىگويد ، ملاقاتش مكرر اتفاق افتاده ، اين چند بيت ازوست » ( 18 بيت ) . « انجمن خاقان » وفايى تفرشى « وفايى اسمش عبد اللّه بيگ از ديار بهشت‌سرشت تفرش است ، نهال وجودش در گلزار شيراز برآمده و در دبستان كمال از اقران و همگنان بر سر آمده ، در اصفهان تحصيل كمال كرده ، پس از رسانيدن خطوربط در دارالخلافهء طهران در جرگ خاصان و جمع غلامان نواب شاهزادهء اعظم عليشاه بسر مىبرد ، پس به خواهش نواب شيخعلى ميرزا از اين حضرت به آن خدمت منتقل و از خدمت اين بمنادمت آن مشتغل شد ، نديمى محترم و چاكرى همدم و شايستهء خدمت و لايق منادمت ملوك و ابناى ملوك تواند بود ، زيراكه مؤدّب و پسنديده‌اطوار و مهذّب و ستوده‌كردار و درويش‌طبع و غنىدل و خوش‌مشرب و پاكيزه‌آب‌وگل است ، يك‌دو سفر او را در دارالسلطنهء تبريز ديدم و بصحبتش رسيدم ، غزل‌پرداز و مضمون‌يابست ، اين اشعار ازوست » ( 5 بيت ) « نگارستان دارا »