تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
سلمان و ظهير فاريابى را هم گردآورده و اين محض بر سبيل تيمن و تبرك « 1 » نبود بلكه تحقيقات تاريخى در آن پى برد و بيشتر اغلاط دولتشاه را نشان داده و اطلاعات خود را بر آن افزوده و شعرايى كه قبلا در « تحفهء سامى » و « مجالس النفائس » منضبط شده بودند مؤلف راجع به آنها اطلاعات مزيد علاوه نموده و خود در مقدمه بروز داده كه از زمان خردسالى بشاعرى علاقه مىداشت و در احوال شعرا امور تحقيقاتى را دنبال مىنموده آن را به صورت كتاب درآورد ، چندى از اشعار و واقعات در حافظه محفوظ كرد و ديگر در دفتر مقيد داشت ولى از اثر پيش‌آمدهاى ناگزير ميهن خود را ترك نموده در هندوستان بدربار اكبر پناه برد . اكبر خود به شعرا علاقه داشت و آنها را تربيت مىكرد . مؤلف از اين موقع بهرهء تمام بدست آورده به مقصود خويش نايل گشت « 2 » .

شرح شهرها و دهات و غيره : -

در پايان حال هر شاعر مؤلف راجع به شهرى كه آن شاعر بدان مربوط بود بيان مفصلى نموده و حكايات و اشعار هم كه به آن تعلق داشت مندرج ساخته . بيان شهرهاى فارس از « نزهت القلوب » تأليف حمد اللّه مستوفى گرفت و بيان شهرهاى هندوستان از آثار ديگر مانند « نزك بابرى » و « تاريخ رشيدى » . ارزش و اعتبار قسمت تاريخى : - در پايان اين اثر مؤلف بيان تاريخى بابر بادشاه ، همايون پادشاه و اكبر بادشاه را كه تا سالهاى نهصد و هشتاد و دو ادامه داشت بقلم درآورده و مىخواست كه در اين خصوص كتابى جداگانه ترتيب دهد « 3 » . شرح عمارات : - مؤلف بنا بر اطلاعات شخصى در ضمن شرح تاريخى بيان مفصلى راجع به قلعه‌هاى سورت و مندو و نيز اضافهاى كه گاه‌گاه بوقوع رسيده بقيد تحرير درآورد .
هامش
( 1 ) - ايضا ( مطلع ) برگ 6 ( ب ) . ( 2 ) - ايضا مطلع . ( 3 ) - ظاهرا بوجود نيامد .