مىگردد ، ولى افسوس كه تا هنوز تحت طبع نيامده است .
ما اميدواريم جناب محمد ابراهيم خان آقا اين اثر تاريخى دودمانى خود را به آيندهء قريبى بطبع برسانند .
صارمى خودش نيز طبع رسائى داشته ، غزليات خوب و رباعيات نغزى نوشته است .
در قصايد نيز دست زده و قصيدههاى خوبى هم دارد ، اينك براى نمونه اين چند سطر از آثار او را كه ذريعهء آقاى محمد ابراهيم خان نواسهء هوشمند و فاضل او بدست آوردهايم درينجا درج مىنماييم .
قصيدهيى كه در مرثيهء خواهر فاضلهء خود محجوبهء شاعره سراييده است :
من بودم از زمانه و فرزانه خواهرى * در مشرق كمال ، درخشنده اخترى
در بوستان عز و نسب ، سرو كشمرى * بر آسمان فخر و حسب ، ماه انورى
اندر حريم قدس ، حيا پيشه مريمى * در حجلهء عفاف ، وفا كيش هاجرى
صديقه صدق و فاطمه طينت زبيدهيى * بلقيس خوى و آسيه سيرت ، نكوفرى
مشكوى شعر را سخنآراى مخفيى * بستان فضل را چمنآراى عبهرى
در بخل و جهل و سيرت ناپاك ، مفلسى * در علم و حلم و فهم و فراست توانگرى
كلكش ز مطلع خط و انشا عطاردى * طبعش ز درج عقل گرانمايه گوهرى