اهمّ از درس و بحث و تأليف و تصنيف و رجوع خلق كثير از براى اخذ مسائل و احكام و اقامهء جماعت و غيرها فراغ زياد حاصل نبود كه استيفاى احوال و اشعار تمام شعرا را نمايد و شعراى فارس بجهة همولايتى بودن اقرب ، و الاقرب يمنع الابعد ، پس تأليفى كرده كه مخصوص باشد بذكر احوال ايشان از متقدّمين و معاصرين بقدرى كه بدست آمده بطريق ايجاز و اختصار و آن را مرتب ساخت بر يك فاتحه و بيست و هشت حرف و خاتمه و مسمّى كرد بمرآة الفصاحة . . . » .
اين كتاب چنان كه سطرى از متن آن حكايت شد با انشاء ساده بدون هيچ تكلّف و سخنآرائى نوشته شده ، فاتحهء كتاب در بيان سه امر است . امر اوّل در معنى شعر و آغاز انشاء آن . امر دوم در تعريف علم عروض و بحور شعر و اقسام كلام منظوم .
امر سوم در توصيف فارس و شيراز است ، و هرآنچه در مطاوى حروف بيست و هشتگانه آمده شامل شرح حال شعراى فارس است بنهجى كه خود گفته ، ليكن موجز و بسيار مختصر ، خاتمه كتاب حاوى تاريخ زندگانى خود مؤلف است چنان كه باجمال گذشت .
تاريخ اتمام تأليف اين كتاب چنان كه در آخر اين نسخه مصرّح است بيست و دوم صفر سال هزار و سيصد و شانزده هجرى قمرى است ، و اينكه فرصت شيرازى شرح حالى را كه از او در هزار و سيصد و هفت نوشته ( آثار عجم ) و مرآة الفصاحة را در همان تاريخ در شمار تصانيف وى آورده است ، و همچنين شعاع شيرازى كه ترجمهء او را در سال هزار و سيصد سيزده تسويد نموده از اين كتاب نام مىبرد ، منافى با سال اتمام كتاب در هزار و سيصد و شانزده نيست ، زيرا چنان كه مقتضى اين امر است او سالها قبل از تاريخ اتمام كه در آخر كتابست لا بد مشغول تدوين و جمعآورى تراجم اشخاص بوده تا در اين سال از سواد ببياض نقل و باتمام رسيده چنان كه اتمام تأليف كتاب آثار عجم - كه ترجمهء داور را بسال هزار و سيصد و هفت در آن كتاب نوشته - در سال هزار و سيصد و سيزده هجرى قمرى تحقق يافته است .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٢٥٣