انجام : « و تنقيح هذه المسألة و تحقيق الكلام عليها بين الايجاز و الاطناب » .
مرحوم عبرت در كار مدينة الادب اگر تنها بمتن مىپرداخت ، و اينقدر حاشيه نمىرفت ، پيش از آنكه فرمانش دررسد تأليف خود را بپايان مىرسانيد ، ولى با برداشت سنگينى كه او كرده بود ، عمرى دوباره مىخواست تا اين مهم سرانجام پذيرد ، به نظر بنده هيچ لزومى نداشت كه وى مثلا در ذيل خراسان قسمت اعظم مطلع الشمس و بستان السياحه و رياض السياحة و طرائق الحقائق و آتشكده و مانند اينها را كه از كتب رايج چاپيست با بعضى از رسائل عربى و فارسى علما و عرفاى خراسان و پارهيى فوائد لغوى بعنوان پاورقى نقل كند ، چه نتيجهء اين همه تفصيل و تطويل ، ماندن از كار و تعطيل بود .
در سبب تأليف گويد :
« اما بعد چنين گويد گردآورندهء اين اوراق محمد على مصاحبى نايينى متخلص به عبرت و ملقب به عارفعلى وفّقه اللّه تعالى لمرضاته كه مدت زمانى مىرفت كه اين انديشهام در خاطر آمده بود كه شعراى معاصر را ترجمهء حال و آثار در دفترى گردآورم كه از دستبرد دزدان سخن مصون ماند ، ولى تشتت احوال و تراكم اشغال و حوادث زمان و نوائب دوران كه هريك مانع و عايق كارهاى مهم است ، مرا از اين كار بازميداشت ، ويژه آنكه قلت بضاعت و عدم استطاعت مادى و معنوى نيز مزيد بر آنها بود ، و اين دو سرمايهء عمده است براى تأليف و تدوين كتب كه خيال راحت مىخواهد و فكر آسوده ، تا همّ نويسنده همّ واحد باشد ، ولى با اين موانع و عوايق باز هواوس اين كار نه از سر بدر مىرفت و نه از دل بيرون مىشد ، تا اينكه بتشويق يكى از دوستان تذكرهيى نوشتم موسوم به « انجمن قدس » ، و آن ويژهء شعرائى بود كه در جشن ميلاد ائمهء اطهار كه مؤسس آن مرحوم حاج مير سيد على تقوى اخوى بود قصيده در تبريك و تهنيت مىخواندند ، و به فرزند ارجمندش مرحوم مير سيد حسين تقديم داشتم ، و هماكنون ( 1360 ) كه سالى چند از فوت آن پدر و پسر رحمة اللّه عليهما مىگذرد ، باز بهمت سادات آن سلسله اعياد ميلاد ائمه در خانه