آن مرحوم در سرچشمه و نيمهء شعبان در حجتيّه واقع در خيابان عين الدوله جشن بر پا و شعرا قصايد تبريك و تهنيت برمىخوانند . ازآنپس تذكرهء موسوم به « نامهء فرهنگيان » نوشتم و در آن معدودى از شعراى معاصر را نام برده ترجمت و آثار آنها را در آن نامه بياوردم ، و آن نسخه در كتابخانهء مجلس شوراى ملى موجودست . پس از نوشتن اين دو تذكره بر آن شدم كه با حوادث و نوايب مقاومت كرده همت برگمارم و تذكرهيى جامعتر از آن دو بنويسم كه علاوه بر شرح حال و اشعار خط و عكس هريك از شعرا نيز باشد و در ذيل ترجمهء هريك شهرى يا قصبهيى كه مقسط الرأس اوست جغرافى آن شهر و يا قصبه و محلات و بلوكات و مساجد و مدارس و عمارات و ابنيهء تاريخى و مشهورين از علما و حكما و عرفا و شعراى سلف آنجا را بطور پاورقى بنويسم ، و اگر در شعرى اشارت بمطلبى علمى يا تاريخى يا ادبى شده در پاورقى آن را شرح و بسط دهم . با اينكه هيچگونه وسيله نداشتم ، نه مادى نه معنوى و هيچيك از آنان كه دعوى ادبپرورى و اديب دوستى مىكردند با من بنده مساعدتى در فراهم كردن اشعار شعرائى كه يا با آنها مصاحب بودند يا آنكه خويشاوندى داشتند ، با توانستن نكردند ، و حتى اينكه شعرايى كه در قيد حيات بودند از فرستادن آثار خود مضايقه مىكردند ، آنچه را خود توانستم به زحمت و مشقت فوق العادة و الطاقه بدست آوردم ، و بعضى را كه عكس يا خط يا هر دو يا ترجمهء احوال يا هيچيك بدست نيامد ، از نوشتن اشعارش صرفنظر نكردم ، و اگرچه بسيارى بودند از شعراى عصر حاضر همچون بزمى سپاهانى و فرهنگ خراسانى و غمين و آبانى و رونق و غير اينها كه ذكر اسامى آنان باعث طول مقدمه است بلافايده ، و مرا بدست كردن آثار آنها سخت دشوار بل غير ممكن بود ، و بودند كسانى كه به آسانى مىتوانستند بدست بياورند و مضايقت كردند . بمفاد ما لا يدرك كله لا يترك كله آنچه فراهم شده بود در سه جلد مجلد و مدون كردم « 1 » : جلد اول از حرف الف تا دال ، و جلد دوم از ذال تا فاء و جلد سوم از حرف قاف تا ياء ، و آن را بنا به خواهش عزيزى كه درگذشته است « مدينة الادب » نام نهادم ، و از خداوند جهان توفيق اتمام آن را مىطلبم » .
هامش
( 1 ) - بهطورىكه مذكور افتاد عمر مؤلف باتمام آن وفا نكرد .