فرخنده عنوان شاهجهان پادشاه به هند آمده و باتفاق حاجيان بشرف ملازمت پادشاه مستسعد گشته ، قصيدهيى در مدح پادشاه گفته و بعرض رسانيد ، چون پادشاه سخنشناس بود قدر او افزود و صلهء گرانمايه بوى عطا فرموده بملازمت خود نگاه داشت .
چون طالع حاجى در ترقى بود بمنصب ملكالشعرائى و خطابخانى و بجايگير لايق سرافراز گرديد . ظفرنامهء شاهجهانى را بفصاحت تمام منظوم نموده ، گويند هنوز تمام نكرده بود كه عمرش باتمام رسيد ، باقى كه مانده بود ابو طالب كليم كه يكى از تلميذان اوست برشتهء نظم كشيد ، حاجى چون ديد كه نام عبد اللّه خان بهادر فيروز جنگ كه يكى از امراى پادشاهى بود ، در بحر تقارب ! گنجايش ندارد ، بدين وجه اظهار نمود :
نهنگى كه از غايت احتشام * نگنجد ببحر از بزرگيش نام
اين ابيات از جملهء اشعار لطافت آثار آن بلاغتشعارست » .
اشعار منتخب در حدود شصت بيت است .
ر ك : مخزن الغرائب نسخهء عكسى بادلين ، شمارهء 1671 كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، صفحهء 330 / الف ، تا 330 ب »
و اينك موارد اشتباه :
1 - قدسى در عنفوان شباب بشرف زيارت بيت الحرام مشرف شده ، « لطائف الخيال » .
2 - بعد از پنجاهسالگى و واقعهء مرگ پسر جوانش به سفر هند رفته ، « ديوان قدسى » و « لطائف الخيال » .
3 - در ربيع الثانى سنهء 1042 هجرى بتنهايى ملازمت شاهجهان را دريافته ، « عمل صالح ج 1 ص 508 » .
4 - هرگز منصب ملكالشعرائى و رتبه خانى نداشته و منصب مزبور از شش سال پيش از ورود قدسى به هندوستان و دربار شاهجهان از آن ابو طالب كليم همدانى بوده ، « عمل صالح ج 3 ص 402 » .