آغاز :
« درين زمانه رفيقى كه خالى از خلل است * صراحى مى ناب و سفينهء غزلست
سفينهء وجود موجودات بامر ناخدايى در بحر امكان جاريست كه بىمدد لنگر و بىاعانت باديان ليلا و نهارا آن سفينهها را در جريان آورده بساحل مراد مىرساند » .
انجام :
دل بندگانش مبادا دژم * مبرّاد از جانشان مهر جم
بويژه ز محمود ناسازمند * به مهر جهان شهريار آزمند
سفينة المحمود از تذكرههاى مشابه خود از قبيل انجمن خاقان و نگارستان دارا بمراتب بهترست .
در سبب تأليف گويد :
. . . امّا بعد اين زاويهنشين گوشهء عزلت و اين مستمند كاشانهء غربت محمود قاجار كه شاخى از نهال گلستان سلطنت و برى از بوستان عزتست ، مصدع ناظرين مىگردد و موجب كلفت مستمعين مىشود كه در سال خجسته فال از هجرت پيغمبر صلح يكهزار و دويست و چهل گذشته بود ، در روزگار فرخنده آثار حضرت صاحبقران اعظم شيخ الملوك و رأس السلاطين ابو المظفر خاقان پاكزاد خوش نهاد ، السلطان فتحعلى شاه قاجار طوّل اللّه عمره باقتضاى بندهپرورى و غلامنوازى به من بىبضاعت هيچمدان از طرف قرين الشرف آن پادشاه عالمپناه حكم بتأليف كتابى در ذكر شعراى معاصرين رفت ، و امر به اجتماع اشعار آبدارشان شد ، سالى چند پيش ازين بپسران خوشبيان و منشيان رطب اللّسان اين امر همايون ظهور بهمرسانيد ، ازآنجايىكه طبع عالى خسرو خسروان چون همت بلندشان سرشارست ، نيك و بدى كه در ضبط اشعار و خوب و زشتى كه در احوال موزونان ثبت گرديده بود ، مقبول طبع مشكلپسندشان نبود ، تا درين روزگار به اين ضعيف امر بانجام آن رفت و اين مخزن لآلى و گنجينه درارى را تأليف و به « سفينة - المحمود » موسوم نمودم » .