تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
نادرى بيغما رفته به بختيارى رسيده ، مدت هفتاد سال در نزد ايل بختيارى و متوارى بوده . . . » تا آنكه در ماه محرم سنهء 1228 هجرى براثر بارندگى سيلى از كوههاى بختيارى جارى شد ، و رود شوشتر طغيان كرد ، و اين كتاب بر روى مقدارى اثاث خانگى كه آب با خود مىآورد روان بود ، و بدست شخصى افتاد ، و آن شخص بعد از يك سال گذارش بمحكمهء شرع افتاد ، و آن را تقديم سيد محمد بن سيد عبد الكريم موسوى كرد ، و او پس از ملاحظه كتاب ، درّى را بنزد خود خواند و گفت تا اوراق آن را مرتب گرداند ، وى به ترتيب و تنظيم آن پرداخت ، تا در ماه ذيحجهء 1236 كه محمد على ميرزاى دولتشاه « به قصد تنبيه سركشان روميهء عراق اطراف دارالسّلام بغداد را مضرب خيام نصرت بنياد فرمود » مصادف شد با مرگ محمد صالح خان مكرى بيگلربيگى خوزستان و تعيين عليقلى خان گروسى بجاى او . عليقلى خان را كه مرد ادب دوستى بود ، پس از استقرار از وجود سفينه آگاهى دادند ، و وى درّى را مأمور به نوشتن ديباچه و تنظيم فهرستى از براى آن كرد . در خلال اين احوال دولتشاه قاجار درگذشت ( - 1237 ه ) و درّى كار ديباچه و فهرست را معوق گذاشت ، تا در نوروز 1240 ه ق محمد حسين ميرزا حشمة الدوله فرزند دولتشاه بجاى پدرش بحكومت خوزستان منصوب گرديد و شوشتر را مركز حكومت خود قرار داد ، و چون اهل شعر و ادب بود ، دو تن از سادات شوشتر ( ميرزا اسماعيل خان و ميرزا احمد خان ) كه در خدمت وى بودند ، نسخهء آب‌آورد را نزد شاهزاده برده ماجراى آن بازگفتند ، و وى گفت دور از مروتست كه چنين كتابى را بچنين وضع گذاريم ، آن دو نيز درّى را بشاهزاده معرفى كردند ، و او پس از شرفيابى دستور يافت كه با تصرفات شايسته و ملحقات بايسته و نگارش ديباچه و تنظيم فهرست ، كار ناتمام خود را باتمام رساند ، و بنام حشمة الدوله مطرّز و موشح گرداند ، و لذا پس از دوازده سال آن نسخهء مشوش مرتب گرديد و بسامان رسيد . تنها قسمت دست نخوردهء سفينهء خوش‌گو نسخهء بانكىپورست كه آخرين قسمت آنست و بعنوان دفتر ثالث بطبع رسيده ، بقيه رونويس نسخهء درّى شوشترى است كه فهرست‌نويسان هريك بزعم خود عنوان دفتر اول و دوم يا قسمتى از دفتر اول و دوم