و مآثر خديو جهانگير مسمى بجهانآرا انشاء نموده بتوسط اولياء دولت قاهره بعرض اقدس اعليحضرت ظلاللهى روحى فداه رسانيده و به آن وسيله در سلك چاكران ارادت نشان پادشاهى منسلك و بمنصب والاى وقايعنگارى اين دولت ابدمدت مفتخر و مباهى گرديده در زمرهء منشيان اعلى منخرط و مربوط آمد . درين اوقات بهجت آيات كه موكب نصرت نشان بعزم دار الملك خراسان و تنبيه و تدمير طايفهء خذالت نشان كوكلان شقهگشاى لواى عزيمت آمد ( دوشنبه 17 محرم 1217 « منتظم ناصرى » )
اين غلام ارادتنشان را از ملازمت ركاب ظفر انتساب مهجور و بتأليف و ترتيب كتاب زينت المدائح مأمور فرمودند ، به حمد اللّه كه از ميامن اقبال بىزوال خسرو بىهمال و اين سلطان عديم الزّوال باتمام و انجام آن مسرور گرديده سمت اختتام پذيرفت .
رجاى واثق و اميد صادق چنانست كه اين نسخهء مزبور منظور نظر و مقبول خاطر خورشيد اثر اشرف اقدس ارفع اعلى گرديده به اين وسيله بيشتر به چشم كرامت و عين عنايت سوى چاكر ارادت شعار و بندهء جاننثار ديده باشند .
تا چه خواهد گفت آيا خسرو فرخ سير * تا چه خواهد كرد ديگر طالع ناسازگار »
منتخبى از اشعار هما منقول از ديوانش :
دل گمگشته كه سودازدهء موى تو بود * ديدمش دوش كه در حلقهء گيسوى تو بود
شد روا كام دل از گوشهنشينى در عشق * ليك اين خاصيت گوشهء ابروى تو بود
گرنه كوى تو بود كعبهء رندان زچهرو * سعى اين طايفه در طوف سر كوى تو بود
روى دل تا به تو كردم بحقيقت ديدم * حسن خوبان جهان پرتوى از روى تو بود