تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
باده در مذهب ما گرچه حلالست ولى * مستى ما همه از نرگس جادوى تو بود گرچه از طعنهء اغيار ز كوى تو هما * رخت بربست ولى روى دلش سوى تو بود
* * *
تا درين گلشن گلى و غنچه‌يى بر بار هست * نالهء مرغ و نواى بلبلى در كار هست گر بجرم مىپرستى شيخ راند از مسجدم * التفات مىفروش و خانهء خمار هست رهروان وادى عشقيم و در راه طلب * مىرويم از هر طرف تا قوت رفتار هست گر ندادت ره بگلشن باغبان اى دل منال * بهر ما حسرت نصيبان رخنهء ديوار هست شيخ را گو رو متاب از ما كه بهر بندگى * گر ترا تسبيح ، ما را در ميان زنّار هست گو كه زاهد از هما اميد هشيارى مدار * تا كه ساقى را بساغر بادهء گلنار هست
* * *
آن ساقى مه‌پيكر گل‌چهره كدامست * كز عكس رخش شعله در آيينهء جامست خلقى بطلب گرم‌عنانند درين ره * تا آنكه بود در ره مقصود كدامست اين نكته بگوشم بود از پير طريقت * كز آتش عشق آنكه نشد سوخته خامست