درويشخصالست و پسنديده افعال . چندى چشم از مرحلهء جلال پوشيده در تحصيل كمال كوشيده ، الحق در علم استحضارى بهم رسانيده و چاشنى كمالات از ساغر افادهء ارباب فضل و دانش چشيده است . شوق تقبيل تراب اعتاب گردون جناب سلطانى گريبانگير خاطرش گرديد ، محرم حرم آستان فلك پاسبان خاقانى گرديد . بعد از شرفيابى بحضور باهر النور پادشاه جمجاه نيز رعايت جانبش را منظور نموده او را در ترتيب كتاب زينت - التواريخ سهيم جناب ميرزا محمد رضى فرمودند . اكنون از الطاف خسرو گيتىپناه بفراغ بال مشغول به ترتيب كتاب مذكور و خاطرش از رهگذر التفات خاقانى مسرورست .
نظمش خوش و نثرش دلكش است . دو طغرا قصيده كه در مدح سلطان عدالتنشان برشتهء نظم كشيد ، بعرض اقدس رسانيده بود ، ثبت اوراق شد . و بعد نيز آنچه در مدح خسرو بىهمال عرض نمايد در مجلد ديگر ايراد خواهد شد . در جلوس ميمنت مانوس پادشاه گيتىپناه بر سرير سلطنت و اورنگ شاهنشاهى برشتهء نظم كشيده است :
كرد شه بحر و بر ، جاى چو بر تخت زر * تخت از آن نامور ، سود بر افلاك سر
داور دارا نشان آنكه بدرگاه او * تاجوران جهان بسته به خدمت كمر . . . الخ
ترجمهء مؤلف بقلم خود وى
« اين بندهء درگاه خلايق اميدگاه را نام صادق تخلص هماست ، مولد در مروشاهجان و مسكنم آن خطهء صفوت نشانست . در آن ولايت نشو و نما يافته به تحصيل مراتب علمى شتافته بود . از خرابى آن معموره روانهء عراق عرب و چندى در كربلا و نجف اشرف على ساكنها الف من التحف مشغول به تحصيل مىبود . بعد از آن روى بعراق عجم نهاده و چندى در خطهء كاشان از جناب صباحى باستعادهء مراتب شاعرى اوقات گذرانيده ، درين اوان بهجت نشان سعادت توامان كه مملكت ايران از نسيم عدالت اين شاه گيتىستان ابد اللّه سلطانه رشكفضاى روضهء رضوان آمده براهنمايى قايد عنايات خاقانى شايق بملازمت و چاكرى آن درگاه آسمانجاه گرديده تاريخى در وقايع