طبع غيور آن والاتبار راضى بر آن نشد ، ترك آمدوشد دربار و الا نمود ، و اين حركت بر خاطر پادشاه گران آمده حكم فرمود كه اگر بهمراهى عموى خود راضى نيست به بنگاله رفته داخل متعينههاى خانجهان صوبهدار آنجا باشد . . . الخ » .
و دربارهء مثنوى خسرو شيرين او مىگويد كه : « . . . امّا آنچه معلوم محرّر اين اوراق شد ، شاعر مذكور از جنس سخنوران قوىحال نيست ، اكثر ابيات برجستهاش را نقد معانى ديگران در ذيل ، و مجموع كلامش را شتر گربه خيل در خيل است ، و دوسه نوبت از آغاز تا انجام ديده ، از دو هزار و دوصد و شصت بيت اصل ، ششصد و سى و سه بيت باستصواب خواجه عبد اللّه سلّمه اللّه بانتخاب رسيده ، و درين منتخب اكثر جا تصرفات شايسته به كار رفته ، اكنون كه هر بيت اين مثنوى از جاى خود سفر كرده و بغربت دور افتاده اگر در نظر بيننده اصل آن درآيد ، بر زمرهء منكران قلب ماهيّات هزار نكته خواهد گرفت » .
« خلاصة الكلام ، ص 230 »
ميرزا غياث الدّين محمد طهرانى هيچگونه نسبتى با ميرزا جعفر آصفخان قزوينى نداشته ، و در زمان اكبر پادشاه منصب او از سيصدى تجاوز نكرده و ترقى او در زمان اين پادشاه تا ديوانى كابل بوده كه در سال 1003 بدان نامزد گرديده و ميرزا جعفر آصفخان در ورود به هند و مقام و منصب ازو پيشتر و بيشتر بوده و عمدهء ترقى ميرزا غياث بيگ در زمان جهانگير پادشاه و از سال 1020 ( هفتمين سال جلوس او ) شروع شده كه دخترش مهر النساء به عقد جهانگير درآمده و مخاطب به نورجهان بيگم گرديده ، وى نيز بوكالت كل و منصب ششهزارى ذات و سههزار سوار و علم و نقاره بلندپايه گرديده ، ولى از آغاز جلوس جهانگير پادشاه ( - 1014 ) خطاب اعتماد الدوله داشته است .
« رك : تذكرهء ميخانه ، ص 160 و 441 ، حواشى نگارنده » .
عموم تذكرهنويسان معتقدند كه بعد از شيخ اجل نظامى گنجوى كمتر كسى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 603
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٠٣