حرف سوم در معما .
در سبب تأليف گويد :
« غرض از تسويد اين اوراق اينكه سخنسنجان مثل محمد عوفى مؤلف جامع - الحكايات ( كذا ) بتسويد تذكرهء موسوم به لب الالباب ( كذا ) پرداخته مشتمل بر اشعار سلاطين و شعراى متقدمين ، و مرحوم مير عليشير در مجالس النفائس و نواب شاهزادگى سام ميرزا در تذكرهء سامى و دولتشاه سمرقندى در تذكرة الشعراء و ملا محمد صوفى در تذكرهء موسوم به ميخانه و بتخانه ( كذا ) آنچه لازم سنجيدگى و حقوق برگزيدگيست ، در تحقيق حالات اهل نظم بظهور رسانيدهاند ، و بعد از ايشان مير تقى كاشى بنگارش تذكره پرداخته ، و الحق داد سعى داده كه بر آن مزيدى متصور نيست .
در تاريخ شهور سنهء 1083 دارونوش بزم نامرادى محمد طاهر نصرآبادى را بشوق تشبّه به آن طبقهء عليّه با اينكه خزان تشويش بيش از پيش نهال حالم را بىبرگ و نوا ساخته و دوحهء مرادم را صرصر بىتميزى و معامله ناشناسى ابناى دهر از پاى انداخته .
شعر
چو موج ساغر از صد وجه دارم چين پيشانى * چو دود مجمر از صد رهگذر دارم پريشانى
بخاطر رسيد كه مختصرى از اشعار معاصرين خود كه بعضى صاحب ديوان و جمعى گاهى متوجه ترتيب نظمى شدهاند پردازد ، و بعضى از اعزّه فرمودند كه درين مدت از معما و لغز انتخابى نشده ، اگر از معما و تاريخ و لغز متقدمين و متاخرين انتخابى شده داخل شود ، شاهد تأليف را حسنى ديگر بهمرسد ، بنا بر اطاعت كه طبعى كمينه است ، از كممايگى و قلت تتبع انديشه نكرده بذكر مطالب پرداخته و آن را وسيلهء دعاى دولت نواب ظلاللّهى ساخت » .
نصرآبادى كتاب خود را تا سال 1090 هجرى در دست تأليف داشته ، و پس از فراغت از آن وفيات را نيز تا 1115 ثبت كرده ، و تا اين تاريخ كه هشتاد و