تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
بحر را آنجا كه عدلش حكم هموارى دهد * در شكست طرّهء امواج نتوان يافت تاب ور ز جودش مايه‌يى نسبت برد دريا و كان * قطره گوهرخيز گردد ، سنگ ياقوت انتخاب بركه‌يى كز جام قرب حضرت جامى بدى * همچو ميناى دل ارباب معنى فيض ياب بس‌كه رخسار رواقش خورده سيلى هرم * چين گرفت ابروى تعميرش ز موج انقلاب نايب و الا كه مىتابد ز نور طلعتش * مطلع صبح سعادت جوهر صدق و صواب اختر فياض سعد الدّين كه شد از پاس عدل * بر سرير حكمرانى هرى مالك رقاب جاه و شوكت را بذاتش نسبت موج و محيط * صدق را با طينت او الفت گل با گلاب اين همايون بركه را تعمير كرد او چون نخست * تا كند شاداب از كوثر روان جد و باب حبذا پورى كه از وى زنده شد نام پدر * خرم آن رودى كه موجش وصف دريا داد آب داشتم غواصى درياى معنى جوش فكر * تا تأمل از صدف آرد برون درّ خوشاب سر كشيد از جام معنى خضر و در تاريخ گفت : * كرد روح باب بانى زاب كوثر كامياب
« آثار هرات ، ج 3 ص 205 - 210 » عبد اللّه خان قارى افغانى نام اين كتاب را تذكرة النساء نوشته و گويد :