شاگردى ، خدمت او را واجب دانسته ، در اهتمام وجه معيشت او و فرزندان او بتقصير از خود راضى نمىشده تا آن روزى كه اثير را شرف الملك قلانسى تكليف بوزارت خود نمود ، همچنانكه در ذكر اثير مسطورست ، و در آن ايام نيز نظر التفات به حال شيخ بيشتر مىكرده ، مخفى نماند كه ديوان غزليات كمال آنچه مشهورست هفت هزار بيت است و تمام غزلهاى او هفت بيتى است ، چنانچه خود اظهار كرده ، ليكن بيش از چهار هزار بيت از آن جمله به نظر فقير نرسيده ، و منتخب آنها اين ابياتست :
منه
از پيرهنت بويى آمد بگلستانها * كردند پر از نكهت گلها همه دامانها . . . »
« ناظم تبريزى » ناظم نظم گوهر آبدار و صيرفى نقد دار العيار كشور اشعار ناظما در عهد شاهعباس - الحسينى به هند افتاده و انتخابى از اشعار متقدمين و متأخرين نموده اما طول داده چنان كه در بعضى موضوع از سى بيت او مؤلف يك بيت انتخاب نموده ، و چنين استماع شد كه وقت مراجعت از هند در دريا مستغرق بحار رحمت شد ، الحق شعر را بسيار خوب مىگفته و تتبع اشعار را خوب كرده چنان كه بعضى اشعار عرفى در بندر مخا از كسى بدست آورده كه از كتابخانهء خانخانان برآورده بود ، در معنى بسيارى از اشعار عرفى او سبب شهرت آن شده و اين چند بيت از انتخاب اشعار ناظم است :
دامن چرخ ز خون جگرم گلگونست * چشم دريادل من مايهء صد جيحونست
همه جا نام تو از كلك من آيد بيرون * نامهء سوختهء عشق تو يك مضمونست
* * *