تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بغلط تذكره ناميده شده است درين مورد نمىتواند مأخذى جداگانه باشد . و نيز سفينهء خوش‌گو را كه نديدم چيزى از آن نقل كرده باشد ، تأليف محمد بن عبد الكريم موسوى نوشته است ، و اين خيلى غريبست ، چه سفينه بتخلص مؤلف تسميه شده كه نامش بندر ابن داس و تخلصش خوش‌گوست ، و درّى شوشترى پس از گرفتن نسخه از روى آب ، آن را ترتيب داده و تنظيم كرده است . لطائف الخيال و نگارستان سخن را هم جزو مآخذ قلمداد كرده ولى جاى نام مؤلف آنها را سفيد گذارده است ، كه اولى تأليف محمد بن محمد عارف شيرازى است ، و دومى تأليف سيد نور الحسن خان بهوپالى متخلص به نور . با اين همه تذكرهء شعراى خوانسار از تذكره‌هاى محلى خوبست .

ترجمهء مؤلف :

شرح احوال و منتخبات آثار مؤلف در پايان كتاب ( ص 210 - 237 ) مسطور و اين مختصر از آنجا منقول است : نامش يوسف و شهرت و تخلصش بخشى است و بسال 1298 خورشيدى در دهكدهء ارسور خوانسار ولادت يافته است . تحصيلات خود را در خوانسار بپايان برده و دروس جديده و علوم قديمه را در محل فراگرفته و از محضر اساتيد و فضلاى خوانسار فيض بيشمار برده است . از اوان تحصيل بشعر و شاعرى علاقمند بوده و اشعارى مىسروده ، پس از خاتمهء تحصيلات بشيوهء پدر بتجارت پرداخته و در سال 1322 ش از خوانسار به اراك و از آنجا به اليگودرز به قصد تجارت رفته ولى از آنجا كه يك شاعر خوب هرگز نمىتواند يك تاجر خوب باشد ، سرمايه را از دست داده و جز زيان سودى به كف نياورده است . اين ورشكست كه همراه بود با مرگ پدر و مادر وى ، بكلّى او را درهم شكست ، و بناچار در سال 1330 بار سفر بسوى طهران بست ، و اينك در يكى از بنگاههاى ملى طهران گذرانى دارد . آثارش جز از آنچه كه در صدر مقال مذكور افتاد عبارتست از : 1 - ترانهء خوانسار كه جزوهء اشعار محلى اوست و در 1334 بچاپ رسيده .