در سبب تأليف گويد :
« . . . امّا بعد چنين گويد جمعآورندهء اين اوراق پراگنده كه چندين تذكرهء مطوّل و مختصر از متقدمين و متأخرين در ميان مردم متداولست ، بعضى كه بمزيد خوبى از سايرين ممتازست ، مثل تذكرهء دولتشا سمرقندى و آتشكدهء آذر و هفت اقليم و مجمع الفصحا و غيره ، باز بعضى عيوبات دارد ، من جمله تذكرهء دولتشاه صاحب تذكره خيلى چيزها مىنويسد كه از موضوع كتابش خارجست ، ديگر آتشكدهء آذر بجز حالات آن چند شاعر معروف ، حالات ما بقى شاعرها را بطورى مختصر مىنويسد كه هيچچيز ازو فهميده نمىشود ، و در حقيقت جز اسم چيزى ازو مفهوم نمىشود ، فرضا در احوال ابو حنيفهء اسكافى همينقدر مىنويسد : ابو حنيفهء اسكافى نظر بفطرت اصلى بشغل مزبور پشت پا زده ، و بوادى كمالات سر نهاده ، وى از تلامذهء معلم ثانى ابو نصر فارابى است » و يك قطعه ازو بيشتر نمىنويسد ، يا بعضى شاعرها را مىنويسد : « از اكابرزادگان آن ديار بوده » ديگر نه اسمى نه رسمى نه سال وفات نه ممدوح نه مكان اصلى ، بارى بجز اين عيبهاى ديگر هم دارا است ، ديگر تذكرهء هفت اقليم اگرچه از سايرين ممتازست ، ولى تاريخ وفات شاعر و حالات رسيدن شاعر [ به ] ممدوح [ را ] صحيحا بيان نمىكند ، تذكرهء مجمع الفصحا كه مرحوم رضا قلى خان درين عصر نگاشته اگرچه جامعتر ازو تذكرهيى نيست ، ولى بعضى اختلافات در سال وفات شعرا از نوشتن كاتب بىسواد درو پيدا مىشود ، فرضا در ديباچهء كتاب مىنويسد : ابو العباس مروزى در سال 173 هجرى قصيدهء فارسى بمدح مأمون عباسى گفت ، و صلهء گران دريافت » نگارنده گويد در سنهء 173 مأمون سهساله بود ، چرا كه اول خلافت هارون الرشيد در سنهء 170 است ، و در شب وفات هادى خلافت هارون و تولد مأمون دست داد ، به آن جهت آن شب موسوم شد به ليلة الهاشميه كه خليفهيى مرد ، و خليفهيى جلوس كرد ، و خليفهيى متولد شد ، . . . و همچنين در تاريخ وفات شعرا اغلب از بىسوادى كاتب رقم هندسه تغيير كرده ، به اين جهت سالها تغيير كرده ، از جمله تاريخ وفات فردوسى را در سنهء 461 مىنويسد و غلطست ، چرا كه فردوسى يك سال پيش از سلطان محمود غزنوى برحمت خدا رفت ،