مؤلف در مقدمهء كتاب نخست از مظفر الدّين شاه قاجار ستايش كرده و سپس از ميرزا على اصغر خان اتابك اعظم و در پايان تأليف خود را به ميرزا محمد عليخان نصر الدوله تقديم داشته است ، و بهطورىكه خود مىنويسد اين تذكره را بعد از شكرستان فارس نوشته و آن را از اواسط سال 1320 تا پانزدهم محرم الحرام سنهء 1321 در دست تأليف داشته و ميرزا آقاى فرصت شيرازى تاريخى براى آن گفته است .
آغاز : « الحمد للّه الذى احتجب بشعاع نوره عن نواظر الانام » .
انجام :
« تأليف شعاعيه آمد بسرو بگذشت * نيمى ز نخستين ماه ، شش عشر پس از بهمن
جستند چو از فرصت تاريخى ازين تأليف * گفتار ز شعاعيه گرديده جهان روشن
نيمى ز نخستين ماه الى آخر اين مصراع معنيش اينست كه اتمام تأليف پانزدهم ماه محرم و بيست و پنجم فروردينماه جلاليست ، خمسهء مسترقه نيز حساب شده » .
در سبب تأليف گويد :
« . . . اين فقير مسكين و حقير بىيار و معين شبى بزاويهء عزلت نشسته و در آمد و شد بر بيگانه و خويش بسته ، درين خيال افتادم كه كتابى در حالات معدودى از فصحا و شعراى معاصرين كه از ابتداى سنهء هزار و سيصد تاكنون كه امتداد تاريخ هجرى نبوى بهزار و سيصد و بيست رسيده و من بنده آنان را ديدهام يا از زبانشان شعرى شنيده ، و محدودى كه معاشرت و مكاتبت داشته و دارند يا بتقريب قرب زمان و حيثيّت گذاشتن نام و نشان بنگارم ، و در تذكرهء روزگار بيادگار گذارم ، و تفصيل حالات و تكميل مقالات فصحاى غابر و بلغاى معاصر كه از اهالى فارس و فارسان توسن براعت را اسّ اساسند ، در تذكرهء موسوم به شكرستان فارس كه سابقا بفرمان نواب فلك جناب قمر ركاب شاهزاده علينقى ميرزا ركن الدوله دامت شوكته در فرمانروايى پدر فردوس مقر ايشان در شيراز ترتيب داده و بسا نام نيك در آن بوديعت