بزم بهشت برين داشت چو اندر نظر * گشت ز بزم جهان يكسره عزلت گزين
خامهء برهان نگاشت از پى تاريخ او * « بزم حسين وفا بزم بهشت برين »
و پس از ذكر يك غزل و دو رباعى ازو مىنويسد : قصائد و غزليات نامعدود دارد ، تعرض همهء آنها ممكن نيست ، رحمة اللّه عليه » .
ترجمهء ديگر :
« عصمت استرآباديه زوجهء دائمهء مرحوم سابق الذكر ميرزا محمد حسين متخلص به وفاست ، بعد از دو شوهر بحبالهء آن مرحوم درآمده بود ، و او شوهر سوم مشار اليها بوده ، طبع نظم خوب داشت ، و اين ابيات ازوست :
عصمت منم كه چهره بود مهر خاورم * اين سربرهنه مه نشود بند چادرم
گويى ستاره بر لب كوثر برهنه حور * چون در كنار بركه كنم عور پيكرم
چون مريمم عفيفه و ليكن خديجهام * پاى حرام كس نرسيده به بسترم
كفتار جفت اوّلم و دومين شغال * وينهم سگيست ، كاش نمىزاد مادرم
بسيار باتقوى و طهارت بود ، نافلهء شب ازو فوت نمىشد ، غفر اللّه لها ، و اين رباعى را مرحوم ميرزا وفا شوهر مشاراليها براى او و مادرش بنظم آورده :
عصمت تو و مادر تو آن دخت بتول * مشهور بحسنيد و بتقوى مقبول
سلطان مسلميد در خطهء حسن * اين خطّه خدايتان مگر داده تيول »