بس ظلم كه بر من ز تو اى ترك جفاجو * بس جور كه بر من ز تو اى يار ستمكار
آن به كه برم اى بت من از تو تظلّم * بر درگه شاهنشه دين حيدر كرار
سلطان ازل شاه ابد والى سرمد * سالار امم سرور دين سيّد ابرار
مجموع اشعار مؤلف در خاتمهء كتاب از قصيده و مثنوى يكصد و سى و نه بيت است كه بدينقدر اختصار شد .
نمونهيى از تراجم تذكرهء استرآباد :
« المرحوم المبرور ميرزا محمد حسين المتخلص بالوفاء الاسترآبادى غفر له ، از مدققين شعراى استرآباد بود ، مسوّد اوراق ادراك فيض صحبت او را نموده ، و بصحبتهاى خوب و شيرين او بهرهمند گرديده ، شورى غريب بر سر داشت و عشقى عجيب ، مدتها در صحبت بزرگان و عرفا و اساتيد ، عمر گذرانيده تحصيل كمالات شعريه و غيرها نموده بود ، از جملهء افراد غزليست كه ساخته است :
من و قمرى بلند و پست مىناليم ، اما او * به روى شاخ سرو و من بپاى سرو بالايى
قصائد و غزليات و رباعيات و هجويات را بسيار خوب مىساخت ، و قصيدهيى بنظم درآورده در رثاء سيد الشهداء عليه السلام و مطلعش اينست :
ساقى ز جاى خيز و بكامم بريز جام * كاندر دو نشئه نيست مرا غير جام كام
و از جملهء افرادش درين قصيده اينست و چه بسيار خوب گفته :
از كثرت سپاهى و از وحدت حسين * شد قيل و قال وحدتى و كثرتى تمام
مطلع غزلى از غزلياتش اينست :