آقاى دكتر خيامپور در فرهنگ سخنوران ( ص 505 ) ذكر او را در ذيل مانى آورده است . آقاى آدميت نيز در كتاب دانشمندان و سخنسرايان فارس ( ج 4 ص 297 ) عبارت صبح گلشن را نقل كرده است .
اطلاعات خارجى بنده اينست كه ملا محمد صوفى مازندرانى بعد از سال هزار هجرى كه ساقىنامهء خود را تمام كرده است به سفر هندوستان رفته ، و اين معنى در اواخر ساقىنامهء مزبور مندرج در تذكرهء ميخانه مصحح نگارنده ( ص 494 ) مصرح است ، بنابراين سفر ابو حيان به هندوستان بعد از سنهء هزار و در اوايل قرن يازدهم صورت گرفته است .
و از ديباچهيى كه وى در رمضان 1030 در شيراز بر ديوان ميرزا نظام دستغيب متوفى در روز يكشنبهء بيست و پنجم ذىالحجهء سال 1029 نوشته است ، پيداست كه پيش از 1030 هجرى به ايران بازگشته بوده .
از ديباچهء مزبورست كه : « اين محبّ از شايبهء تصنّع خالى يعنى ابو حيّان مالى » « 1 » .
نصرآبادى گويد : « شيخ ابو حيان شيرازى در كمال آرامى و ملايمت بوده ، در علم طب و ساير علوم ربط داشته ، طبابت مىكرد ، طبعش خالى از لطف نبوده مالى تخلص داشت ، قبل از حالت تحرير فوت شد شعرش اينست :
شام هجرم چو شب طرّهء او دلگيرست * نفسم چون سخن ساخته بىتأثيرست
تيرهروزى ز درازى شب هجرم نيست * صبحم از سلسلهء موى تو در زنجيرست
* * *
هامش
( 1 ) - رك : جلد هفتم فهرست كتب خطى كتابخانهء آستان قدس رضوى تأليف نگارنده ذيل شمارهء 932 ( ص 743 - 745 ) .