كه فى المثل بفروشند گر متاع اجل * كنم بنقد حيات ابد خريدارى
و اين رباعيّات نيز از افكار ابكار آن حضرتست :
رباعى
اى خالق خلق و رازق خرد و درشت * وى داده جهانيان بالطاف تو پشت
بر وحدت ذات پاك تو هر انگشت * طومار شهادتى بود اندر مشت
رباعى
حقا كه على ولى مطلق باشد * حقيّت او چو حق محقق باشد
هركس كه كند حق على را انكار * از حق مگذر كه منكر حق باشد
رباعى
ياد تو مرا از دل پرخون نرود * انديشهات از خاطر محزون نرود
ويران شده خاك دل چو دامنگيرست * هر غم كه درو نشست بيرون نرود
اگر حيات مستعار ناپايدار برقرار باشد ، و گردش گردون دون بوقلمون رفتار استعانت نمايد ، حالات و واردات ايام مستقبل را بر دوش همت كميت خوشخرام خامهء وقايع اعلام گذارده در ميدان تحرير جولان داده به نظر ناظران نيكو جلوهگر خواهد نمود .
قطعه
گر بمانديم زنده بردوزيم * جامهيى كز فراق چاك شده
ور بمرديم عذر ما بپذير * اى بسا آرزو كه خاك شده »
« فوائد صفويه يا نگارستان » منقول از نسخهء شمارهء 3871 كتابخانهء ملى ملك .
و اين نسخه مشتملست بر دو مقدمه و خاتمه ، مقدمهء اولى در ذكر احوال خجسته - مآل سلاطين جنت مكين عليهء صفويه انار اللّه برهانهم ، مقدمهء ثانيه در ذكر طوائف -