74 - ميرخويى 75 - موبد ( - كربلايى اسماعيل عرقچينفروش ) 76 - مهجور ( - كربلايى عبد العلى ) 77 - مجمر ( - ميرزا محمد على ) 78 - ملا كريم 79 - ميرزا جبار 80 - مظلوم ( - كربلائى ابراهيم ) 81 - نباتى 82 - ناجى 83 - ناطق 84 - هوشين 85 - واقف ( محمد على ) 86 - يوسف پالودهپز
نمونهيى از تراجم اين كتاب
« مولانا لعلى اسم مباركش آقا على اصلش از مدينهء ايروان از ممالك ارمنية كبرى بود ، لكن ولادت و تربيهاش در دارالسلطنهء عاليهء تبريزست ، مولانا در علوم مختلفهء اسلام و اروپ وارد و مسلط و در مدرسهء دار الفنون سمت صاحبمنصبى گرفته در علم طب بىمثل و بىعديل ، چندى در ممالك روم سياحت فرموده اطباى جميع مذاهب را ملاقات نموده و با همه مباحثهها كرده كه شرح همه را در روضة الحكماء نوشتهام ، هركس طالب باشد بدانجا رجوع نمايد ، خلاصه در علم هيئت و تشريح بر همهء حكماى روم فائق آمده :
جز قلب تيره هيچ نشد حاصلش هنوز * باطل درين خيال كه اكسير مىكند
دو سال قدرى كم يا زياد در عتبهء اسلامبول طبابت امراض مزمنه نموده ، بعد من باب حب الوطن من الايمان رجوع به خاك پاك ايران نموده ، چند ماهست كه ديدهء هموطنان را از نور ديدار خود روشن فرموده ، در جوار خانهء فخر الاطباء مطبى گشاده مشغول طبابت است از همين جهت كه درين مدت طبابت هيچوقتى از اوقات طالب مداخل نبوده بلكه طالب رضاى خداست ، هيچ مريضى شفا نايافته از درش نااميد نرفته :
آنچه در راه بود غارت كرد * هرچه بيراه بود هم برداشت