تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعلام اصفهان ( فارسي ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
محلّى به اصفهان آمد ، و در دانشسراى پسران مشغول به كار شد . او شاعرى است توانا و علاوه بر فضل و سخنورى ، خطّ نستعليق را نيز خوب مىنويسد . از اشعار او است :
پرتو دوست چو در آينهء دل افتاد * روزگار من و دل ، آه چه مشكل افتاد هركجا كرد گذر موكبت اى مايهء ناز * به قفاى تو صد قافلهء دل افتاد « 1 »

امير قلى امينى

امير قلى امينى فرزند ابراهيم خان امين الدّولهء صدرى ، نويسنده ، روزنامه‌نگار و محقّق توانا ، در ماه ذىالقعدهء 1314 ق در اصفهان متولّد شد . مادرش از خاندان نمازى شيراز و مادر پدرش از ايل بختيارى بود . در سنّ دوازده‌سالگى به درد مفاصل مبتلا شد ، و در سال 1334 كه خبر قتل برادرش را شنيد ، از هر دو پا فلج شد ؛ امّا اين مشكل ، مانع از تحصيلات و فعّاليت او نشده ، و در اثر جدّيت و پشتكار ، موفّق به خدمات زياد ، و تأليف آثار ارجمند شده است . وى سال‌ها روزنامهء اخگر به صاحب امتيازى ميرزا فتح اللّه خان وزيرزاده را اداره مىكرد . سپس در سال 1369 ق روزنامهء اصفهان را منتشر ساخت . مدّتى هم مديريّت روزنامهء باختر به صاحب امتيازى سيف‌پور فاطمى را به عهده داشت . او در عمر خود ، كارهاى عام‌ّالمنفعهء زيادى انجام داد كه از آن جمله است : 1 . تأسيس پرورشگاه ايتام 2 . ساختمان دو عمارت مجزّا در پرورشگاه ، جهت پسران و دختران 3 . تربيت صدها كودك بىسرپرست ، و تكفّل امور تربيتى و تحصيلى آنان 4 . احداث قنوات و غرس درختان بىشمار و آب‌رسانى به اراضى باير ، جهت تأمين درآمد براى روستاييان . امير قلى امينى مدّتى رئيس انجمن شهر ، و مدّتى هم رئيس جمعيّت شير و خورشيد سرخ در اصفهان [ جمعيّت هلال احمر كنونى ] بود . او سرانجام در 21 رجب 1398 ق وفات يافت ، و بنا بر وصيّت خودش ، در منزل مسكونى خود ، واقع در خيابان كاشانى فعلى ، جنب بيمارستان كاشانى مدفون گرديد . در سال‌هاى اخير ، منزل او به مركز فرهنگى و كتابخانهء عمومى تبديل شده است .
هامش
( 1 ) . تذكرهء شعراى معاصر اصفهان ، ص 37 .