پس از اتمام دورهء دبيرستان در اين شهر ، به دانشكدهء شهربانى وارد ، و سرانجام در ادارهء شهربانى اصفهان به انجاموظيفه مشغول شد . از دوران تحصيل ، به شعر و ادب ، علاقهء فراوان داشته ، و از بيستسالگى ، لب به گفتن اشعار گشوده است .
از او است :
[ مرا ديوانه كرد آخر جفاى ماجراجويى * كه اندر دل نبودش گويى از مهر و وفا بويى ] « 1 »
امير حسين ظفر
امير حسين خان ايلخان ظفر بختيارى فرزند حسين خان فرزند خسرو خان سردار ظفر ، از نويسندگان و مترجمان معاصر ، در حدود سال 1271 ق متولّد شده ، و چندين دوره از طرف ايل بختيارى ، و يك دوره از طرف مردم نجفآباد در مجلس شوراى ملّى نماينده بوده ، و چندين كتاب ترجمه نموده است ؛ از جمله : 1 . سفرى به سرزمين دلاوران ، نوشتهء كوپرسى كه در تهران چاپ شده است 2 . سقراط ، زندگانى و افكار ، نوشتهء كوراماسيون 3 .
شاهزاده خانم بعلبك نوشتهء رابدار هاكارد . « 2 »
امير قلى اشراقى بروجنى
امير قلى اشراقى بروجنى ، شاعر اديب و از خدمتگزاران صدّيق فرهنگ در سال 1297 خورشيدى در قصبهء بروجن چهارمحال متولّد شده ، ادبيّات فارسى و عربى را در مدرسهء بختيارى نزد مير سيّد حسن مجد الادباء اصفهانى و شيخ محمّد رفيع نطنزى خواند ، و در همان مدرسه ، ناظم و معلّم شد . پس از تعطيلى مدرسه ، خود مستقلّا مدرسهاى تأسيس كرد ، و پس از تأسيس دبستان دولتى ، مدرسهء خود را به ادارهء فرهنگ واگذار كرد ، و خود ، كارمند رسمى دولتى شد . او سالها نمايندهء فرهنگ بروجن بوده ، و به همّت او چندين باب دبيرستان و دبستان در آن محل ساخته شده است . از سال 1331 به مناسبت اختلافات
هامش
( 1 ) . تذكرهء شعراى معاصر اصفهان ، ص 386 .
( 2 ) . دائرةالمعارف دانش بشر و اطّلاعات شخصى نويسنده .