غنجار :
بر وزن مردار لفظ بيگانه است كه آن را تعريب كردهاند و ندانستم ريشهء آن چيست و شايد اصل آن كنجكاو باشد و غنجار لقب ابو عبد اللّه محمّد بن احمد بن محمّد بن سليمان بن كامل بخارى است در شمار مورّخان و صاحب تاريخ بخارى و متوفّى 410 . « 1 »
غندابى :
منسوب است به غنداب بر وزن دمساز و آن نام محلّتى است در مرغينان از بلاد فرغانه و ابو محمّد عمر بن احمد بن ابى الحسن غندابى مرغينانى در شمار فقيهان بدان منسوب است .
غندجانى :
منسوب است به غندجان بر وزن سروران معرّب گندمان از قراى فارس و ازآنجاست ابو محمّد حسن بن احمد غندجانى معروف به اسود ( سياه ) در شمار اديبان و لغويان و نسب شناسان و از مخصوصان ابو منصور وزير كاليجار ديلمى و صاحب كتاب فرجة الاديب در ردّ سيرافى و كتاب ضالة الأديب در ردّ ابن اعرابى و كتاب اسماء الأماكن و كتاب السل و السرقة و غير اينها . غندجانى بر اديبان بسيار تاختن برد و گفتارشان را نادرست گرفت و گويا از همين روى ابن هباريهء شاعر او را به باد نكوهش گرفت .
غندر :
بر وزن قنفذ و بر وزن بوذر نيز آمده است به معنى ستبر و فربه و آن لقب محمّد بن جعفر بصرى است از شاگردان ابن جريح و ابو غندر كنيت پدر حسين بن ابى غندر است در شمار محدّثان اماميّه .
غنوى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به غنىّ ابن احصر پدر تيرهاى در قبيلهء غطفان و از اين تيره است ابان بن كثير غنوىّ كوفى و ابراهيم بن حمزهء غنوى هر دو در شمار محدّثان اماميّه و ابو خالد غنوى در شمار نسبشناسان و صاحبان كتاب الأنساب و كتاب اخبار غنى و ابو سوار غنوى كه در سوار گذشت . « 2 »
غورك :
با فتح اوّل و سكون دوّم و فتح سوّم و در آخر كاف نام ابو عبد اللّه غورك بن ابى حصرم حضرمى است در شمار محدّثان خاصّه و غورك عربى نيست بلكه لفظ بيگانه است كه آن را معرّب كردهاند و اصل آن را ندانستم چيست .
غورى :
با ضمّ اوّل و سكون دوّم منسوب است به غور نام دشتى ميان هرات و غزنين و شهر آن آهنگران است و قلعهء معروف آن ، قلعهء چنار و منسوب به آن دشت است ابو سعيد محمّد بن جعفر بن محمّد غورى در شمار اعاظم اديبان و صاحب كتاب ديوان الأدب در ده مجلّد و امير حسين بن عالم حسينى غورى هروى مشهور به امير حسينى در شمار اعلام عارفان و شاعران و از مريدان
هامش
( 1 ) - و نيز عيسى بن موسى تيمى بخارى ملقّب به غنجار در شمار محدّثان است وى از مردم بخارا بود و سفرهايى به عراق و حجاز و شام و مصر كرد . او مردى فاضل و صدوق بود متوفّى 185 ( اللباب فى تهذيب الأنساب : 2 / 389 ) .
( 2 ) - و نيز انيس بن مرثد غنوى در شمار صحابيان است او و پدر و جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را درك كردند و پدرش در غزوة الرجيع كشته شد و خود تا زمان عمر زنده بود و فتح مكّه را ديد و در غزوهء حنين در اوطاس از طرف پيغمبر جاسوس بود ( الأعلام / زركلى :
2 / 29 ) .
و نيز زيد بن ابى انيسهء غنوى در شمار ثقات محدّثان بود متوفّى 125 ( اللباب فى تهذيب الأنساب : 2 / 392 ) .
و نيز طفيل بن عوف بن كعبى غنوى در شمار مشاهير شاعران دورهء جاهليّت و از دليران و با نابغهء جعدى و زهير بن ابى سلمى معاصر بود و صاحب ديوان شعر است متوفّى 13 هجرى ( الأعلام / زركلى : 3 / 228 ) .