تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و در سال 597 در دمشق از دنيا رفت و ابو الحسن علىّ بن شروان بن حسن كندى پسر عمّ تاج الدّين مذكور از نحويان و اديبان و فاضلان و شاعران و متوفّى 565 و ابو النصر محمّد بن اسحاق بن اسباط كندى مصرى در شمار نحويان و اديبان و شاعران و شاگرد زجاج و صاحب كتاب العيون و النكت در نحو و ابو بكر محمّد بن موسى بن عبد العزيز كندى مصرى در شمار نحويان مبرّز و اديبان و فاضلان تا جايى كه او را سيبويه لقب دادند و متوفّى 358 در مصر و از اوست :
من لم يكن يومه الذى هو فيه * افضل من امسه و دون غده فالموت خير له و اروح من * حياة سوء تفت فى عضده
« 1 » كنزّى : با كسر كاف و تشديد زاى نقطه‌دار منسوب است به كنز و آن نام قريه‌اى است از نواحى دجيل نزديك بغداد و ابو الذخر خلف بن محمّد بن خلف كنزّى موصلى در طبقهء مقرئان و محدّثان بدان منسوب است .

كنكر :

بر وزن قنبر نام ابو خالد كابلى است و در كابلى گذشت .

كنكورى :

منسوب است به كنكور بر وزن رنجور و آن نام شهركيست در جنوب سنقر و مشرق صحنه از مضافات كرمانشاهان و آن را كنگاور نيز گويند و ازآنجاست ابو بكر جناح بن حسين بن يوسف كنكورى در شمار فقيهان و عارفان و صوفيان و متوفّى 551 .

كوّاء :

بر وزن شدّاد به معنى ناسزاگوى ناپاك و ابن كوّاء كنيت عبد اللّه بن عمرو يشكرى است در طبقهء خوارج و از دشمنان امام على . و ابن كوّاء همان كسى است كه از امام على عليه السّلام پرسشها كرد و پاسخها شنيد با اين وصف حالى كه امام على عليه السّلام نماز جماعت مىگزارد اين آيه را با صداى بلند خواند :
وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ . . .
. « 2 » امام از خواندن باز ايستاد تا ابن كوّاء ساكت گرديد و چون خواست به قرائت خود بازگردد ابن كوّاء باز آن آيه را خواند و اين كار را براى بار سوّم نيز كرد در اين وقت امام على عليه السّلام اين آيه را خواند :
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
. « 3 » ابن نديم در فهرست گفته : « ابن كوّاء در شمار شيعيان و از اصحاب امام على عليه السّلام بود و هم از علماى نسب » . و به اين شعر مسكين دارمى احتجاج كرد :
هلم إلى بنى الكواء تقضوا * بحكمهم بانساب الرجال
و ابن قتيبه در كتاب المعارف او را از نسّابين شمرده و هم او را نسّابهء بزرگ خوانده است و بعضى گويند : « نياى عبد اللّه را كوّاء گفتند ازاين‌روى كه در جاهليّت ، گوسفندان و شتران را داغ كرد » .

كواشى :

منسوب است به كواشا بر وزن سراپا و آن نام حصارى است محكم در شرقى موصل و از
هامش
( 1 ) - و نيز علىّ بن مظفر بن ابراهيم كندى در شمار اديبان و شاعران و عارفان به حديث و قرائات متولّد 640 و متوفّى 716 در دمشق . از اوست : كتاب التذكرة الكنديّه و نيز ديوان شعر ( الأعلام / زركلى : 5 / 23 ) . ( 2 ) - زمر : 65 . ( 3 ) - روم : 60 .