طوركى :
با ضمّ اوّل منسوب است به طورك بر وزن كودك از محلّتهاى بلخ و عمر بن علىّ بن ابى الحسين على طوركى بلخى در شمار اديبان و فاضلان و متوفّى 548 بدان منسوب است .
طوسى :
منسوب است به طوس بر وزن بوس از شهرهاى كهن خراسان كه پس از آباد شدن مشهد به تدريج آبادانى خود را از دست داد تا جايى كه به قريه تبديل گرديد و جمعى از اعاظم دانشمندان ازآنجا برخاستند ، از جمله : ابو جعفر محمّد بن حسن ابن على طوسى مشهور به شيخ الطايفه و شيخ طوسى در طبقه اوّل از فقيهان اماميّه از شاگردان شيخ مفيد و صاحب كتاب تهذيب و كتاب استبصار و كتاب مبسوط و كتاب نهايه و كتاب تبيان در تفسير و كتاب عدّه و غير اينها . شيخ طوسى در سال 385 از مادر زاد و در سال 408 به عراق كوچيد و در بغداد بزيست و ازآنجا به نجف رفت و در آن شهر بماند تا در سال 460 در سنّ هفتاد و پنجسالگى درگذشت و در خانهء خود به خاك رفت و قبرش مشهور و مسجدش به نام مسجد طوسى معروف است . و از جمله : محمّد بن محمّد بن حسن طوسى مشهور به خواجه نصير الدّين طوسى « 1 » در طبقهء اوّل از حكيمان و منجّمان و محقّقان و صاحب كتاب تجريد الكلام و اين كتاب را جمعى از اعيان علما شرح كردهاند و كتاب التذكرة النصيريّه در علم هيئت و اين كتاب را نظام نيشابورى شرح كرد و كتاب تحرير اقليدس و كتاب تحرير مجسطى
و كتاب قواعد العقائد و شرح اشارات شيخ الرئيس و كتاب اخلاق ناصرى و اين كتاب را به نام ملك ناصر الدّين قهستانى نوشت و كتاب اوصاف الاشراف و غير اينها . خواجه در طوس سال 597 از مادر زاد و علوم عقليّه و نقليّه را در همان طوس و سپس در نيشابور فراگرفت و چندى منصب وزارت يافت و از كارهاى بزرگ او بستن رصد مراغه است .
جرجى زيدان در كتاب آداب اللغة العربية نوشت :
« در خزانهء كتب خواجه نصير الدّين طوسى چهارصد هزار مجلّد كتاب بود و خواجه فلاسفه و منجّمان را نگاهدارى كرد و اوقافى براى ايشان مقرّر داشت و علم به دست اين مرد ايرانى در بلاد مغولستان تابيدن گرفت ، تو گويى نورى بود در شب تار » . و خواجه گاهى به نظم شعر پرداخت و از نظم اوست :
نبود مهترى چو دست دهد * روز تا شب شراب نوشيدن
يا غذاى لذيذ را خوردن * يا لباس لطيف پوشيدن
من بگويم كه مهترى چه بود * گر توانى ز من نيوشيدن
غمگنان را ز غم رهانيدن * در مراعات خلق كوشيدن
* * *
افسوس كه آنچه بردهام باختنى است * بشناختهها تمام نشناختنى است
برداشتهام هرآنچه بايد بگذاشت * بگذاشتهام هرآنچه برداشتنى است
* * *
چون در سفريم اى پسر هيچ مگوى * احوال حضر در اين سفر هيچ مگوى
هامش
( 1 ) - خواجه در طوس از مادر زاد و در طوس نشو و نما كرد امّا چون در اصل از مردم جهرود قم بوده است او را به قريهء طوسنوج ( طوس نو ) جهرود نسبت دهند ( مؤلّف ) .