تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
ابن زلال كوفى كه ناخوانده به مجالس سور رفت و او را طفيل الاعراس و طفيل العرائس لقب دادند و طفيلى را از نام او سپس گرفتند چندان‌كه هركس ناخوانده به مهمانى رفت او را طفيلى گفتند ، نيز نام طفيل بن كعب غنوى است در شمار شاعران عرب و در صفت اسب گويند از هر شاعرى صاف‌تر بود و عبد الملك گفت : « آن‌كس كه اسب‌سوارى خواهد كردن بايد شعر طفيل را بداند » . و معاويه گفت : « طفيل را به من دهيد و ديگر شاعران شما را باشد » . و از نظم اوست در وصف زنان :
ان النساء كاشجار نبتن معا * منها المرار و بعض النبت مأكول ان النساء و ان ينهين عن خلق * فانّه واجب لا بدّ مفعول لا ينصر فنّ لرشد ان دعين له * و هنّ بعد ملائيم مخاذيل
و ابو الطفيل كنيت عامر بن واثلهء ليثى صحابى است از هواخواهان مشهور امير المؤمنين علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام و در تمام مشاهد با آن حضرت بود . ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسه نوشت كه : « ابو الطفيل بر معاويه درآمد معاويه از او پرسيد آيا على را دوست دارى ؟ گفت آرى همچون مادرى كه فرزند خود را دوست دارد و با اين وصف بيم آن دارم كه در دوست داشتنش مقصّر باشم » . و در سال 100 در مكّه از دنيا رفت . و ابن طفيل كنيت مشهور ابو بكر محمّد بن عبد الملك بن محمّد بن محمّد بن طفيل قيسى اندلسى است در شمار فيلسوفان و طبيبان و مؤلّف افسانهء حىّ بن يقظان و متوفّى 581 . « 1 » طقطقى : منسوب است به طقطق بر وزن جعفر و طقطق به هم رسيدن دو چيز سخت است به سختى كه آواز از آن آيد و آن لفظ در عربى و فارسى هر دو به‌كاررفته و نام صوت و بانگ است و ابن طقطقى كنيت مشهور جلال الدّين و يا صفىّ الدّين ابو جعفر محمّد بن تاج الدّين على طباطبائى حسنى است در شمار مورّخان و صاحب كتاب الفخرى در آداب سلطانيه و دول اسلاميّه شامل دو قسمت ، قسمتى در سياست و قسمت مختصرى از تاريخ دول اسلام و آن را به نام فخر الدّين عيسى بن ابراهيم حاكم موصل نوشت و هم به او اهدا كرد و در سال 701 از تأليف آن فراغت يافت و در سال 709 درگذشت و ندانستم ازچه‌روى او را ابن طقطقى گفتند .

طلّاب :

با فتح و تشديد بر وزن شدّاد به معنى بسيار جويا نام ابو رويم طلّاب بن حوشب شيبانى كوفى است در شمار محدّثان خاصّه .

طلحه :

بر وزن قهوه به معنى موز ( موز ميوهء درختى است كه در زمينهاى گرمسير عمل آيد ) ، نيز به معنى شكوفه ، نيز نام نوعى از درختان خاردار و از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان و طلحة الطلحات لقب طلحة بن عبيد اللّه است و از اين روى كه مادر او صفيّه دختر حارث بن طلحة بن طلحة بن عبد مناف بود او را طلحة الطلحات گفتند و ابن طلحه كنيت كمال الدّين محمّد بن طلحة بن محمّد ابن حسن نصيبى عدوى شافعى است صاحب كتاب مطالب السئول فى مناقب آل الرسول و متوفّى 652
هامش
( 1 ) - و نيز طفيل بن ابى كعب انصارى در شمار صحابه است و نيز طفيل بن حارث بن عبد المطّلب بن هاشم - در عداد صحابهء قرشى است ( الأعلام / زركلى : 3 / 227 ؛ لغتنامه / دهخدا : 32 / 278 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 519 | سيد على اكبر برقعى قمى