طغامى :
منسوب است به طغاما بر وزن هدايا از قراى بخارا و ابو الحسن علىّ بن ابراهيم بن احمد طغامى بخارى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
طغرائى :
منسوب است به طغرا بر وزن رسوا و آن خطّ پيچيدهاى است كه بالاى فرامين ملوك نويسند مضمون آن نعت شاه باشد و طغرا لفظ بيگانه است كه عربان آن را تعريب و در لغت خود به آن صورت درآوردهاند و ريشهء آن تركى است و يا فارسى ندانم و طغرائى كسى است كه خطّ طغرا نويسد و آن لقب جمعى است و مشهورترين ايشان مؤيّد الدّين ابو اسماعيل حسين بن علىّ بن محمّد بن عبد الصمد اصفهانى است در شمار طبقهء اوّل از كاتبان و مترسّلان و شاعران دولت سلجوقى و هم در صناعت كيميا مهارت داشت و در آن فنّ كتابها پرداخت مانند : كتاب جامع الاسرار و كتاب تراكيب الانوار و كتاب حقايق الاستشهادات و غير اينها و هم ديوان شعر و مشهورترين نظمش قصيدهاى است كه به لاميّة العجم مشهور است بدين مطلع :
اصالة الرأى صانتنى عن الخطل * و حلية الفضل زانتنى لدى العطل
و جمعى از افاضل آن را شرح كردهاند و معروفترين آنها شرح صفدى است به نام الغيث المسجم فى شرح لاميّة العجم و نيز از نظم اوست :
لا تطمحن إلى المراتب قبل ان * تتكامل الادوات و الاسباب
ان الثمار تمر قبل بلوغها * طعما و هن إذا بلغن عذاب
طغرائى وزير سلطان مسعود بن محمّد سلجوقى در موصل بود و در جنگى كه ميان سلطان مسعود و برادرش سلطان محمود نزديك همدان درگرفت فيروزى نصيب سلطان محمّد گرديد طغرائى دستگير شد و سلطان محمود آهنگ كشتنش كرد . گويند :
« در اوّل بار او را به درختى بست و تيراندازان را گفت با كمانهاى كشيده روبهروى او ايستند و هم كسى را فرمان داد تا پشت درخت بايستد و هرچه را از طغرائى شنيد بنويسد طغرائى در آن حال خواند :
و لقد اقول لمن يسدد سهمه * نحوى و اطراف المنية شرع
و الموت فى لحظات احور طرفه * دونى و قلبى دونه يتقطع
باللّه فتش عن فؤادى هل يرى * فيه لغير هوى الاحبة موضع
اهون به لو لم يكن فى طيه * عهد الحبيب و سره المستودع
و خبر به سلطان محمود دادند . سلطان او را آزاد كرد و آنگاه نظام الدّين ابو طالب علىّ بن احمد سميرمى وزير او را به زندقه و الحاد نسبت داد و سلطان را بر آن داشت كه او را بكشد و در سال 513 - به قول ابن خلّكان - او را كشت و پس از سه سال يكى از غلامان طغرائى ، نظام سمير را در بغداد جلو مدرسهء نظاميّه كشت » .
طفاوى :
منسوب است به طفاوه بر وزن گشاده نام تيرهاى در قبيلهء قيس بن عيلان و حسن ابن راشد طفاوى در شمار محدّثان خاصّه و صاحب كتاب نوادر به او منسوب است و طفاوه به معنى كفى است كه بر روى ديگ ظاهر شود ، نيز دايرهء گرد آفتاب و دايرهء ماه را هاله گويند و بعضى طفاوه را در دايرهء ماه و آفتاب هر دو گفتهاند .
طفيل :
بر وزن زبير مصغّر طفل از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان ، نيز نام طفيل