تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
ابن طرارى كنيت معافى بن زكريّا بن يحيى بن حماد ابن داود نهروانى جريرى است ( منسوب به ابن جرير طبرى در پيروى از فقه او نه منسوب به او در پيوند نسب ) در شمار اعلام فقيهان بر مذهب فقه طبرى و نيز از اعلام اديبان و لغويان و از شاگردان نفطويه و صاحب كتاب الجليس و الانيس در ادب و كتاب التفسير الكبير و با اين وصف تهىدست و پريشان‌حال بود و ابو حيان توحيدى گفت : « در جامه رصافه او را ديدم كه در روزى سرد پشت بر آفتاب كرده و خفته است و با همهء دانش آثار فقر و مسكنت در او به شدّت پيدا بود . گفتمش استادا بشكيب چه خدا براى يك‌تن شرف علم و عزّت مال را يك جا جمع نكرد . گفت : از مال آن مقدار كه عمر بدان پيوسته است چاره نيست و خواند :
يا محنة الدهر كفى * ان لم تكفى فخفى قد آن ان ترحمينا * من طول هذا التشفى طلبت جدا لنفسى * فقيل لى قد توفى فلا علومى يجدى * و لا صناعة كفى ثور ينال الثريا * و عالم متخفى » .
و در سال 390 درگذشت .

طرازى :

منسوب است به طراز بر وزن نماز از شهرهاى تركستان و مردمان آن شهر پيش‌تر به خوبرويى شهره بودند و از آن شهر است محمود ابن على طرازى در شمار فقيهان و محدّثان و متوفّى 530 . و نيز نام محلّتى بوده در اصفهان و از آن محلّت است ابو طاهر محمّد بن نصر بن ابراهيم طرازى معروف به هاجر در شمار محدّثان و متوفّى 507 . و نيز طرازى كسى را گويند كه كارش نقش و نگار كردن و زيب و زينت بخشيدن باشد منسوب به طراز « 1 » به معنى نقش و نگار كردن و ندانستم محمّد بن على طرازى كه سيّد بن طاوس در كتب ادعيه از او روايت كرد و طريق خود را به او پيوست به كدام يك منسوب است .

طراوه :

بر وزن نهاده و ابن طراوه كنيت ابو الحسين سليمان بن محمّد بن عبد اللّه سبائى مالقى است در شمار اعلام اديبان و نحويان و منشيان و صاحب كتاب الترشيح در نحو و اين دو شعر را در وصف فقيهان مالقه گفت :
إذا رأوا جملا يأتى على بعد * مداوا إليه جميعا كف مقتنص او جئتهم فارغا لزوك فى قرن * و ان رأوا رشوة افتوك بالرخص
و در سال 528 درگذشت . و نيز ابن طراوه كنيت ابو الحسين يحيى بن محمّد سبائى است نيز در شمار اديبان و شاعران و از نظم اوست :
و قائلة اتصبوا بالغوانى * و قد اضحى بمفرقك النهار
هامش
( 1 ) - ميرزا عبد الوهّاب طراز يزدى از مشاهير شعراى دورهء قاجار متولّد 1187 متوفّى 1224 در آغاز جوانى به دربار محمّد شاه قاجار راه يافت و مورد نوازش قرار گرفت و رجال دربار او را اكرام كردند . پس از چندى از دربار كنار كشيد و حتّى در هجو صدر اعظم حاجّ ميرزا آقاسى قصيدتى ساخت كه مورد غضب قرار گرفت و براثر آن مضروب شد چندان‌كه پس از كوتاه‌مدّت درگذشت و اين بيت از قصيدتى است كه در مدح مولا على عليه السّلام سروده است :نازم به عزّتى كه جهان‌آفرين دهد * بخشنده‌اى كه هرچه دهد نازنين دهد( سخنوران نامى معاصر ايران : 4 / 2407 ) .