تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
گوهر والاى خلقت آنكه هاجر روز و شب * بندگى در درگه آن گوهر و الا كند مريم پاكيزه‌دامن بين كه تحصيل عفاف * در حريم عصمت صديقه كبرى كند گر غبار دامنش بر دل نشيند ذره‌اى * چشم نابيناى دل را روشن و بينا كند بر سر گردون اعلى پا نهد از برترى * همسرى چون با على عالى اعلى كند سايه آن سرو رحمت گر فتد بر سر مرا * كى ديگر دل آرزوى سايهء طوبى كند
الخ

و له ايضا

ز سراپرده عصمت گوهرى پيدا شد * كه جهان روشن از آن گوهر بىهمتا شد خرما طرفه نسيمى كه ز انفاس خوشش * دامن خاك طرب‌خيز و طرب‌افزا شد آفتابى ز شبستان رسالت بدميد * كه چو خورشيد جهان‌گير و جهان‌آرا شد در رحمت بگشودند و سراپاى وجود * روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد گلشن عفت از او رونق آرايش يافت * پايه عصمت از او محكم و پابرجا شد زهرهء برج حيا شمسه ايوان عفاف * كه ز انوار رخش چشم جهان بينا شد مژده كاندر شب ميلاد بتول عذراء * بر رخ خلق در لطف و عنايت وا شد پرده چون حق ز جمال ملكوتيش گرفت * مريم پرده‌نشين بر رخ او شيدا شد خامه چون خواست ستايد گهر پاكش را * محو چون قطرهء ناچيز در آن دريا شد در قيامت نكشد منت طوبى و بهشت * هركه در سايه آن سرو سهى بالا شد طبع خاموش رسا باز چه مرغان چمن * از پى تهنيت مقدم گل گويا شد