تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
عبد اللّه مأمون لشكرى فرستاد چهارده ماه جنگ سرپا بود تا محمد امين را گرفتند و كشتند و هرچه داشت و نداشت همه را غارت كردند

مريم مكاربوس

از زنان عجيبهء دنيا بوده و در در المنثور دوازده صفحه زيادتر او را ترجمه كرده در يكى از شهرهاى سوريه كه او را حاصبيا گويند از مادر متولد شده در كودكى يتيم شده پدرش در جنگى كه در آن بلد واقع شده مقتول گرديده مادرش او را با برادرش برداشته بصيدا آمدند و از آنجا به بيروت آمد مادرش سختيها و دشواريها را تحمل كرد و به ياد وطن مألوف اشكها ريخت و قتل شوهرش از ياد نمىرفت بيشتر ايام را با حزن و اندوه بسر مىبرد با اين حالت چون مريم مكاربوس بسن تميز رسيد او را در يكى از مدارس فرستاد از طفوليت آثار ترقى در او آشكار شد مادر از مريم خوش‌دل شد گفت از مدرسه نبايد بيرون بيائى تا فارغ از تحصيل شوى روزگارى نگذشت كه مريم در نحو و صرف و معانى و بيان و زبان انگليسى و علم تاريخ و جغرافيا و حساب و فلسفه و طبيعيات و هيئت شاگرد اول گرديد چون فارغ التحصيل شد شاهين مكاربوس او را تزويج كرد و از او خداى تعالى دو پسر و يك دختر به او داد شاهين مكاربوس خانه‌اى براى او بنا كرد در نهايت زيبائى بود و علما و ادبا به خدمت مريم مىآمدند در خانه به روى همه باز بود كأن آن خانه دار الشريعة و دار التبليغ و دار الضيافه و محفل ادبا بود سپس از زنان سوريا جماعتى انتخاب كردند و نام آن جمعيت را ( باكورة السوريه ) نهادند و قرار دادند كه هركدام خطبه‌اى القى كنند مريم مكاربوس مقاله‌اى تاريخيه انتقاديه راجع بخنساء شاعرهء عربيه معروف ايراد كردند كه از آن كثرت اطلاع و تبحر و شدت ذكاوت او آشكار است كه آن را در مجله المقتطف شمارهء نهم درج كرده و مقاله ديگر بنام ( حرارة الماء ) كه آن هم در المقتطف درج شده و مقاله ديگر عنوان آن مقاله بنات سوريا و آن مناظره است كه با دكتر سليم موصلى نموده و مقاله ديگر كه عنوان آن دفاع النساء عن النساء است و آن مناظره است كه با دكتر شبلى شميل و ديگر مقاله زنانه‌اى كه در حيوة ملكه القى كرده