شاه جهان
نواب واليهء مملكت بهوپال كه در سن نهسالگى بعد از پدرش حكمران آن مملكت گرديد و فنون فارسى و خط و علم سياست مدن و نظم و نسق ملك اكتساب نمود شاه جهان را طبعى موزون بوده است
چون بالوپر افشاند و چون دام ببرد * صيدى كه ز صياد پريدن نتواند
پى قدرشناسى كه برايگان نگيرد * دل بىبهاى خود را بعبث بها شكستم
بىدل مباش شاهجهان اين محبت است * صدبار زنده گردم و مرگ آرزو كنم
دريافت عطاى كبريائى ما را * در حضرت اوست جبهه سائى ما را
چون عاجزى از پادشهان مقبولست * نازم كه كشد بپادشاهى ما را
خ
فاطمه
دختر شيخ سليمان بن عبد الكريم بن عبد الرحمن بن سعد اللّه - الانصارى الدمشقى كانت من النساء العالمات الفاضلات المحدثات الصادقات فى الرواية در نزد پدرش و اجلاء عصر خود تحصيل كرده و از بزرگان علماء قرن هفتم شام و عراق و حجاز و فارس و غيرها اجازه گرفته در سال 620 متولد شده و در سال 708 وفات كرده داراى ثروت وافرى بوده ازاينجهت تمكين داشت در اعمال خيريه مدارس و بيمارستان و تكايا تاسيس كرد و موقوفاتى براى آنها مقرر نمود و شهريه و وظايف كافه براى مستخدمين مرتب نمود تا اينكه مورد مباهات رجال و نساء گرديد
فاطمة
ابنة الخشاب زنى شاعره عالمه فاضله معاصر با صفدى در قرن هفتم هجرت جمله از علماء و ادبا از او تعلم كردند و از جماعت كثيرى اجازه روايت گرفته قاضى القضاة شهاب - الدّين فضل اللّه بقصيدهء غراء كه بيست و هفت بيت است كه مطلع آن اين است