تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
اشعارى از او نقل كرده و اين لبيد از محترمين است درك زمان جاهليت و اسلام را كرده است و تا زمان اواخر خلافت عثمان بن عفان بوده عمرش دراز در پيرى بشرف اسلام مشرف شده و گفته
الحمد للّه إذ لم يأتني أجل * حتّى اكتسيت من الإسلام سربالا
و ابن لبيد قصيده غرائى دارد كه مطلعش اين است
ألا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل
مصرع اين شعر را رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مكرر مىخواند و مىفرمود اصدق كلمة قالها الشاعر و اين لبيد از فحول شعراى عرب است مشهور بسخا و كرم در زمان جاهليت و عصر سعادت اسلام هر دو محترم و يكى از قصايد سبعه معلقه متعلق به ايشان است علامه مامقانى در رجال خود گويد صد و پنجاه و هفت سال زندگانى كرد و روزى گرما او را آزرده نمود نذر كرد هروقت باد صبا وزد شترى نحر كند و مىكرد در اواخر عمر ساكن كوفه شد و در هنگام احتضار شش بيت گفته و خطاب به دو دختر خود يسره و اسماء كرده و آن ابيات اين است
تمنّى ابنتاي أن يعيش أبوهما * و هل أنا الّا من ربيعة او مضر و في ابني نزار عبرة إن سألتما * و إن تسألاهم تلقيا فيهما الخبر و فيمن سواهم من ملوك و سوقة * دعائم عرش هدّه الدّهر فانقعر فإن حان يوما أن يموت أبو كما * فلا تخمشا وجها و لا تحلقا الشّعر و قولا هو المرء الّذي لا حليفه * أضاع و لا خان الصّديق و لا غدر إلى الحول ثمّ السّلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر

دخترى كه قاتل پدر را شناخت

در محاضرات مىنويسد يكى از شعراى عرب را دشمنى بود كه هميشه از او خائف بود تا روزى در عرض راهى در حالت تنهائى دچار او گرديد و ملاحظه كرد كه راه خلاصى مسدود است و دشمن او را هلاك خواهد كرد رو بخصم نموده گفت مىدانم مرا مىكشى
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 177 | شيخ ذبيح الله محلاتى