خيزران
زوجه خليفه سومى عباسى مهدى و مادر هادى و هارون رشيد در زمان پسران خود اقتدارى داشته و در شعر و ادب او را مهارتى بوده با خليفه همدمى و منادمت مىنموده و مطايبات كثيره فىمابين آنها اتفاق افتاده از آن جمله روزى از حمام بيرون آمده عرق كرده در آينه نظر نموده رخسارهء خود را مانند برگ لاله ديد كه ژاله بر آن باشد اين مصرع را بر ديوار نوشت
انا التّفّاحة الحمراء عليه الطّل مرشوش
خليفه در زير او نوشت
و فرج عرضها بشر عليها العهن منفوش
اين خيزران مادر رضاعى فضل بن يحيى بن خالد برمكى است فلذا شاعر گويد
أصبح الفضل و الخليفة هارون * رضيعي لبان خير النّساء
و نيز گفتهاند
كفى لك فضلا أنّ أفضل حرّة * غذتك بثدي و الخليفة واحد
و لا يخفى كه در جلد پنجم همين كتاب ذكرى از خيزران شده و تفصيل آن در تاريخ سامرا است و در صفحه 165 نيز اضافاتى بيايد .
دنيا
جاريهء ابو عيينه بصريه از شعراى دولت عباسيين بوده و شاعر مشاراليه بفاطمه بنت عمرو بن حفص هزار مرد تعشقى بهم رسانيده چون فاطمه از نجباء و عيسى بن سليمان شوهرش بشجاعت و نبالت معروف بود هروقت ابو عيينه مىخواست شعرى در حق معشوقه خود فاطمه بنظم آورد از ذكر اسم او احتراز كرده بنام جاريهء خود دنيا انشاد مىنمود از آن جمله است ابيات ذيل
ما لقلبي أرّق من كلّ قلب * و لحبّي أشدّ من كلّ حبّ
و لدنيا على جنوني به دنيا * أشتهي قربها و تكره قربي
نزلت بي بليّة من هواها * و البلايا تكون من كلّ ضرب
( خيرات )